X
تبلیغات
رایتل

خود افشایی ! !

پنج‌شنبه 26 مهر‌ماه سال 1386 ساعت 22:14

بی نامی‌ام را شاعری خط زد

هرچند عمری نقطه‌چین بودم...

با این بیت از عبدالجبار کاکایی نازنین- که همین چند روز قبل آزردمش- خودافشایی‌ام را پیش از آنکه دیگران کامل کنند، تکمیل می‌کنم:

 ناصر همتی  ؛ روانپزشک؛ از آبدانان ( ایلام)

از این به‌بعد نوشته‌ها و اشعارم را با نام خودم خواهم نوشت و علاوه بر آن اشعار همدلم نازفرناظم  را هم در اینجا خواهید خواند.

دوستانی که قدم رنجه می‌کنند و به اینجا می‌آیند با نقد اشعار و نوشته ها اکرام خود را تمام کنند که این نهایت لطف آنان است و خواست قلبی ما.

 

 

 

نظرات (11)
جمعه 27 مهر‌ماه سال 1386 ساعت 06:51
عجب!
من بعد از ۷ ماه با اسم مستعار نوشتن خودگشودگی کردم و با اسم واقعی‌ام اومدم جلو... شما خیلی زودتر...

:)

راستی جواب ایمیل دیروزم رو نگرفتم هنوز٬ ایمیل دومم...

موفق باشید.
امتیاز: 0 0
جمعه 27 مهر‌ماه سال 1386 ساعت 08:54
سلام...هر دو تا مطلبی که نخونده بودم خوندم خیلی قشنگ بود اما ببینم تو چرا اسمتو نوشتی اون پایین؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
تاریخ مصرف این پنهانکاری گذشته بود و از طرفی هم «خودافشایی» با نام مستعار در مورد من با پراید سواری دولا دولا فرقی نداشت
و.... کلی دلایل دیگه که توضیحش باعث سردرد ودردسره !
با این وضعیت جدید امیدوارم خودافشاییهام کم رنگ نشه ...درهرحال از این کار راه فراری نداشتم
ممنون از نظرت
جمعه 27 مهر‌ماه سال 1386 ساعت 16:27
خوشوقتم!
به سوالتون در محل سوال پاسخ دادم دکتر
امتیاز: 0 0
جمعه 27 مهر‌ماه سال 1386 ساعت 21:55
سلام

جدا زیبا بودند...

هم غزل قدیمیتون و هم این جدیدتره...

.................
بنده هم غزل و رباعی می نویسم

و مثل شما تازه مرتکب جرم خود افشایی شدم...

خوشحالم از آشناییتون

یا علی...
امتیاز: 0 0
جمعه 27 مهر‌ماه سال 1386 ساعت 23:12
مخلصم ناصر

سری به ما بزن

ارسباران شنبه دوم هر ماه ساعت 4 پاتوق ترانه و شعره می بینمت.
امتیاز: 0 0
شنبه 28 مهر‌ماه سال 1386 ساعت 00:53
سلام دکتر عزیز
مانده بودم که با چه نامی خطابت کنم که لو نری دیدم که ای بابا ناصر خان لو داده آن هم چه جوری! البته بنده خوشحال شدم چون این وضعیت زیاد نمی توانست دوام آورد و دیر یا زود توسط خود شما یا یکی از دوستانت - یحتمل خودم !- لو می رفت ولی نگران آن طنز دلنشین خود افشاییم که ناگریر از این پس سانسور خواهد شد خلاصه جفت بد حالان و خوشحالان شدم!
غزل ها را هم خواندم و لذت بردم و استفاده کردم
بدرود
امتیاز: 0 0
شنبه 28 مهر‌ماه سال 1386 ساعت 12:48
با سلام
خدمت دکتر و استاد عزیز و گرانقدر
ضمن تشکر از محبت های صمیمی و صادقانه تون
خوشحالم که یه بار دیگه توفیق زیارت وبتونو دارم و غزل زیباتونو می خونم :
تورا به خاطر باغ تن ات نمی‌خواهم

من از تو هیچ بجز بودن ات نمی خواهم

اگرچه غرق گناهم ولی به تو سوگند

که ....
بی تعارف قبلا هم عرض کردم استعداد غزل سرایی شما عالیست تا جاییکه با عزیزان ایلام و ...سرو کار داشتم و از نزدیک خدمتشون بودم این حس شاعرانه ی تغزلی انگار بومی شده ی ایلام و اون طرفاس
حس زیبا و و انسانی شما هم که با کمال گرایی و متانت تمام زیبنده ی اون شده به قول معروف شده :
گل بود و به سبزه نیز آراسته شد
با اجازه تو لینک میذارمتون
امتیاز: 0 0
شنبه 28 مهر‌ماه سال 1386 ساعت 13:25
فدایت

امتیاز: 0 0
چهارشنبه 9 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 15:07
دوست خوبم سلام خسته نباشید مطالب قشنگی گذاشتید
موفق باشی .


امتیاز: 0 0
یکشنبه 13 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 23:22
سلام بابا گلی به جمالت!!! من که زودتر از اینها شناخته بودمت... دمت... دمت گرم!
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 25 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 01:05
یلام دکتر بزرگ.
مرا نیز به جمع دوستان ات بیفزا و از عمرمان بکاها.

آمین.
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد