X
تبلیغات
رایتل

من و نازی(۲)

پنج‌شنبه 10 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 08:07

     روزی که پشت طاقتم از غم دوتا شود

     شاید گلو  ز بُغض قدیمی رها شود

     هر روزنی که آینه‌ای داشت،کور شد

     تا کی دری به خانه خورشید وا شود

     ضحاک‌وش به چنبر مارم ،خدا کند

     این افعی تفرعن و عصیان عصا شود

     تقصیر تیشه نیست که در بیستون عشق

      یک جمله هم نشد که حکایت زما شود

      *   *   *

     از پشت سر به دست چپم نامه می‌دهند

     روزی که رستخیز مقرر به پا شود

     تاب عتاب نیست همان به که اینچنین

     با من به روز آینه و آه تا شود....

                                                            ناصر همتی

                                                              تهران

                                                               ۱۳۸۶

*       *       *          * **          *      *       *

هنوز ملائک تو

مجاب نشده بودند

که من مستجاب شدم !

به عنایت تو بود آری

 وگرنه

آنهمه تعبیرهای خوشایند

وصله‌ای نبود

که به «صلصالُ کالفخار» بچسبد.  

***      ***     *** 

 

یک آسمان ابر

یک پنجره نیایش...

گونه‌هایم خیسند

تو باید گریسته باشی!

***    ***     ***

 

حوای وسوسه!

زیر همین درخت

بر لبانم شکوفا شو

بوسه‌هایت طعم سیب می‌دهد

سیب دندان زده‌ی عصیان !

                                                            نازفر ناظم

 

 

 

                                  

                                      

 

نظرات (24)
پنج‌شنبه 10 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 08:45
سلام.شعرهای زیبایی هستند.دست مریزاد.
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 10 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 09:35
جنازه تیرداد شاعر نیست؟!
تیرداد سطری شعر است
خیابانی در لندن دیوانش شد...
تیرداد
اینجا هوا پاییز است
اینجا هی خودمان را قورت می دهیم و می گوییم پرنده ها سردشان شده
پاییز است
تیرداد
تیرداد نصری
چرا باورمان به بازی کشیدی که اینگونه مبهم به لندنی که ایرانی را بلعید خیره بمانیم
تیرداد!کی بود که کجا رفتی و ...
هوا پاییز است...
دلم ...
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 10 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 09:36
دکتر عزیز

برای خواندنت دوباره خواهم آمد و نه با این حال...
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 10 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 11:18
باسلام

زیباست.
************************************************

قلبم را بر بلندای

رفیع ترین قله کوهها نهادم

تا با

تابش اولین نگاه تو

حرارت بودنت را احساس نماید
************************************************
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 10 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 11:37
غزلی برای قیصر....
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 10 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 12:59
سلام عزیز

خواندمت و خواندمت...

از پشت سر به دست چپم نامه می دهند...

دکتر همتی عزیز

هم شعر شما و هم شعر نازی عزیز را خواندم و آرام گرفتم اندکی در این آشفتگیها...

جسارت مرا ببخشید گمان می کنم در مصراع اول بیت آخر «که» از قلم سیستم افتاده است

چقدر هوای شعرهاتان با این روزها هم آواست...











موفق باشید و شایسته
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 10 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 14:55
سلام ناصر خان
انصافا هم غزل خودتان قشنگ بود هم سپیدهای سرکار خانم قوی امیدوارم این شغل لعنتی!(ببخشید دکتر جان) بگذارد به دامن پر عطوفت شعر بر گردی و آن استعداد شگرف را پس از این صرف سرودن کنی امیدوارم
امتیاز: 0 0
شنبه 12 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 07:10
سلام دکتر جان
غزل همیشه حس و حال دیگری دارد
زیبا می سرایی

شاید گلو ز بغض قدیمی رها شود

شعرای شما دلنشین با بیانی روان آدم و دنبال خودش میکشه
و اشعار کوتاه خانم ناظم نیز


اما چه کنیم با عاشقانه هایی که یتیم شدند و قیصر ندارند؟

دوستتان دارم و ارادتمندتان هستم
فرودینه
امتیاز: 0 0
یکشنبه 13 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 18:17
همانا ما الذِّکْر را نازل کرده‏ایم و ما خود نگهبان آنیم‏. (الحجر ۹)

http://rowzeh.blogfa.com/post-19.aspx
امتیاز: 0 0
دوشنبه 14 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 00:51
باسلام و عرض ارادت

با مطلب ..::: سرزمین ناشناخته ها از نگاه چشم شیشه ای :::... بروزم

ممنون میشم سری بزنید و ردپایی بزارید.

مشتاقانه منتظر دیدار شما در تارنمای خودم هستم
امتیاز: 0 0
دوشنبه 14 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 08:54
سلام
ساده و خودمانی و البته گیرا و پر و احساس . دست مریزاد.

وقت شد شما هم آخرین نوشتم رو با عنوان چشمان سیزده بخونید .
خوشحال میشم نظرتو برام بنویسی.
امتیاز: 0 0
دوشنبه 14 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 10:07
سلام نوروزم
مهربانی کردی به دعوتم و مهربانتر کار ارائه ی نظرت بود. و اما چند نکته
-لطف کنید پست جدیدتان مدت زمان بیشتری بماند.
-مخاطب من در پیامها چه عزیزی خواهد بود؟ -ناصر و یا نازفر؟
-چون وبلاگ دیگری به نام شعر و موسیقی هست کنا ر لینک مربوطه (صارمی) را درج بفرمایید.
-غزل قشنگت را با آن حال و هوای منحصر به فرد خواندم و بهره گرفتم.اشارات تاریخی قشنگی داشت.
ـدر غزل من آن مصرع(به جرم قتل غیر عمد) بوده و مرددم برای استفاده از (قتل یا ضبط).شما چه پیشنهاد میفرمایید؟
انوشه با دادار
امتیاز: 0 0
پاسخ:
جناب صارمی عزیز
دستورتان با اصلاح سایر لنکها توامان اجرا شد.در مورد خطاب من یا نازفر خودم هم کمی تا قسمتی گیجم و آنرا به سلیقه خودتان واگذار می کنم
این پست را هم به چشم ؛ مدت بیشتری خواهم گذاشت...
در مورد غزل شما و پیشنهاد این کمترین هم خدمت می رسم و عرض می کنم.
ممنون از حضورتان
دوشنبه 14 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 12:52
با سلام
با تسلیت شهادت امام جعفر صادق (ع) و در گذشت دکتر قیصر امین پور
جناب دکتر گرامی شعر شما و شعر خانم محترمتونو خوندم و از هر دو لذت بردم هر دو شعر با اینکه فضا و ساختی جدا گانه دارن ولی اشعاری اندیشه گرا و بر خاسته از اعتقاداتی درونی شده که با بافتی از حس و خیال هنرمندانه دنیای شاعرانه تونو به نمایش گذاشتن
همیشه شاعر و سر شار از شعر و غزل باشین
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 16 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 22:01
آری. "شاید گلو ز بغض قدیمی رها شود" که نمی شود می دانم.
ناصر عزیز خواندم.
اینجا هر وقت می آیم می شود فضای سبز دانشگاه اصفهان چرا؟
...
تو روانپزشکی و من " سر به رسوایی" زده ام. به دادم برس اما شاعر!

امتیاز: 0 0
پاسخ:
حسین عزیز
نمیدانم مربوط هست یا نه اما یاد این گفته تورگنیف افتادم:
«ما همه زیر شنل گوگول بار آمده ایم»
تورا نمی دانم اما من به آن فضای سبز مدیونم و هنوز هم از زیر بار آن بیرون نیامده ام(زنگ لهجه ی یکی از «عندلیبان هزار جریب» هرروز کنار گوشم یاد آور سالهای شیدایی کوچه باغهای «کاران» است )
اما روانپزشکی
باور کن اینجا که می آیم فقط خودمم ...ناصرهمتی...بچه دهاتی نق نقویی که به هرچه هست مشکوک و از هرچه هست شاکی است.
همین...
آن یادداشت هم فقط اشارتی بود به یک جور ذهنیت اسکیزوفرنیک که نداشتنش با شاعر نبودن یکی است..!
این بغض لعنتی اینجا هم رهایم نمی کند
پنج‌شنبه 17 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 19:53
سلام مهربون های خوبم !
خوبین دو تا عزیز جونم ؟!
کارهای خوب و صمصیمی و مهربونتون رو خوندم و باز هم کلی خوش به حالم شد .
واقعا ساده می نویسین و عمیق . از عصیان بدجوری خوشم می یاد .
لینکتون می کنم .

ضحاک‌وش به چنبر مارم ،خدا کند
این افعی تفرعن و عصیان عصا شود


بوسه‌هایت طعم سیب می‌دهد
سیب دندان زده ( ی ) عصیان !
ببخشید آبجی خوبم نازفر جان ! زده یا زده ی ؟


یا علی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیز
ممنون از آمدنت،اظهار لطف و لینک دادنت.
حق با شماست و جمله آخر به اصلاح «تایپی»احتیاج دارد.
جمعه 18 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 16:09
یک سبد لبریز دوستی...
یک دنیا حس آشنایی...
یک عالمه عطر گل یاس....
یک باغ بزرگ گل محمدی....
و.....
دریا دریا اشک شوق و اندوه جان افزا....
نثار یک قدم آن دوست که در خانه علی داند....
..........
.........
چشم براه تو عزیز:
www.sazemandaneshamozi1.blogfa.com
وب سایت سازمان دانش آموزی ناحیه یک کرج
www.nedayenour.blogfa.com
وب سایت کانون فرهنگی تربیتی نور ناحیه یک کرج
www.golebaboone.blogfa.com
وب سایت شخصی خودم
www.lightcandle20.blogfa.com
وب سایت دوست عزیز و دانشمندم که عضو هیئت علمی دانشگاههاست

امتیاز: 0 0
یکشنبه 20 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 02:42
سلام به آن همراه مهربان:
با دلنوشته ای با عنوان « مبهوت دوست» چشم براه عطر افشانی شما یار مهربان هستم
http://delnevshth.blogfa.com/
امتیاز: 0 0
دوشنبه 21 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 19:14
با سلام ودرود خدمت هم وطن عزیزم با توجه به اینکه مدتی است حملاتی غیراخلاقی وغیر فرهنگی از طریق رسانه های کشورمان علیه دیانت بهائی صورت می گیرد، در حالی که کوچکترین فرصتی به جامعه بهائی داده نمی شود تا در مقابل این اتهامات پاسخ بدهد. این رسانه ها با این حرکت و سبک نگارش خویش، فکر می کنند قادرند جلو حرکت امر الهی را گرفته، وفاصله ای بین نفوس بهائی و دیگر ایرانیان ایجاد کرده به یک پیروزی یک جانبه دست یابند. به همین دلیل با راه اندازی وبلاگ ناقص خود سعی دارم پاسخی هرچند مختصروساده به آن اتهامات تکراری رسانه ها بدهم ودر واقع این فاصله را حذف کنم . لطفا بی هیج پیش داوری مطالب وب را مطالعه بفرمائید منتظر نظر و راهنمائی های شما می مانم
http://jooyya.blogfa.com/

امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 22 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 16:01
خیلی باحاله سلام نکرده،بنویسی /هی عاشق نشو،باحال نیست نوروز عزیز...راستی پنجره اتاقتو/بستی /اگه نبستی بدو/وانشه/نمی ترسی وابسته بشه
امتیاز: 0 0
جمعه 25 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 21:17
سلام دوست عزیز:
با مطلبی تحت عنوان «رویائی و شعر حجم »بروزم
رد پای تحلیل های فلسفی ، زبان شناختی در کانالیزه کردن شعر دهه اخیر را در متن های فراوانی می توان یافت که یکی از این جریان های موثر در شعر پیشرو فارغ از داعیه های پسا نوگرا شعر حجم و برجسته ترین حجم گرا ها رویائی بود...
فرم از نظر رویائی همین رابطه های بصری است و معنا هم همان فرم است . از این زاویه اصل همه چیز بر مشاهده عینی است ( باز نمائی جهان توسط زبان ) ؛
.
.
.
بی تردید هر نگاهی در تلاقی با دیدگاههای دیگر است که منتج به نتیجه می شود پس منتظر شنیدن(دیدن)دیدگاههای شما هستم.
امتیاز: 0 0
شنبه 26 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 13:51
با سلام
ضمن تشکر و سپاس از محبت های شما
مجددا خوندم و لذت بردم موفق باشین
با یه مثنوی غزل به روزم
وب بهشت نظم هم به روز شده :
http://beheshtenazm.blogfa.com
منتظر شما و نظر ارزشمندتون هستیم
موفق و سر بلند باشین
ضمنا به روز شدین مطلع بفرمایین
با تشکر
امتیاز: 0 0
شنبه 26 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 17:04
سلام رفیقم
بروزم با ترانه و ترانه سرایی در ایران

انوشه در سایه ی دادار
امتیاز: 0 0
یکشنبه 27 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 00:53
ایلام

سرزمین من

سرزمین زیبای خفته

سرزمین مادریم

دوست داشتنی

و

دلگرم

به خاطرش

جان میدهم و نای ...

دوریش را طاقتم نیست

در او زاده ام

و

در او خواهم خفت

برای همیشه

خاکش سرمه کفنم خواهد بود
امتیاز: 0 0
شنبه 2 دی‌ماه سال 1391 ساعت 01:11
خیلی لذت بردم...خسته نباشید
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد