X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

از نازفر

جمعه 27 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 19:15

 

تکرار می‌شوم

درصبح آینه

با صورت کف‌آلود و تیغ ریش‌تراشی‌ات

تا بلرزد دستم

و شُره کند خون از  خراش گونه‌ات

بر یقه‌ی پیراهنم

تا ناسزا بگویی زیر لب به همه چیز...

و اعتراض کنم به ...

تکرار می‌شود آینه

در صبحم

تا بتراشم

یک روز دیگر را از چهره‌ات

تا بتراشی

نامم را

بر سنگ...

                       نازفر ناظم             

                          

نظرات (168)
جمعه 27 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 19:32
روزهای عمر...

اما من روزها را نتراشیده٬ به نام ِ تراشیده بر سنگ نزدیک می‌شوم...
کاش نقشی می‌زدم بر روزها٬ بر زمین٬ بر زمان٬ بر زندگی...

. . .

می‌گن خیلی‌ها حس بیهودگی می‌کنن اما فکر نمی‌کنم «خیلی‌ها» و «تا این حد»... درست ِ؟!
امتیاز: 0 0
جمعه 27 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 22:51
سلام نازنین من!ناصر خوبم وسلام بر نازفر خوب وشاعر ونیمای عزیز
بسیار لذت برم ....دست مریزاد
من هم با غزل مولانایی 2 به روزم.
امتیاز: 0 0
جمعه 27 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 23:47
سلام ممنون که خبر کردین با اجازه شعرتونو تو سی پل استفاده میکنم
امتیاز: 0 0
شنبه 28 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 15:49
...سلام به سه نون مقدس نون والقلم و مایسطرون و سی و سه پل شماره سی و پنج بار تکرار می شوم در آینه هر روز صورتت را آنسان می تراشم که نامم را بر سنگ شاد زی...
امتیاز: 0 0
شنبه 28 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 17:24
با سلام و تشکر فراوان
از شعر زیبای این پست جدا لذت بردم بسیار هنرمندانه و استادانه سروده شده که الحق دست مربزاد داره همیشه شاعر باشین و سربلند
به روز شدین مطلع بفرمایین
امتیاز: 0 0
شنبه 28 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 20:23
مرسی ناصرم
به هر حال نام تو را در زیر نبشت می بینم.و دستخوش برای بانو همتی.
این دو نفر یک نفر شدن در این سروده بسیار قشنگ جا گرفته است.
پایانی اگر چه ناخوشایند اما درخور تمامی شعر و کوبنده دارد.

فدای تو
امتیاز: 0 0
شنبه 28 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 21:19
سلام بر عزیزان دل !
امیدوارم که حالتون خوب و خوش و سلامت باشه .
بذارین اول توی ذهنم برای این شعر و آپ کردنتون بعد از یک عمر یک اسپند دود کنم .
خوب دود کردم . حالا سرم رو کمی تکون بدم تا تصویر ذهنم بر گرده .
کلی دلم براتون تنگ شده بود . هم برای خودتون و هم شعرهای خوبتون .
حالا بعد از عمری این آبجی نازفرمون یک شعر اینجا گذاشته ، بعد این ناصرخان هی داد و فریاد راه انداخته که :
های بدوین بیان که منتظرتون هستم .
واقعا که !
این کار زیبا رو چندین بار خوندم . با تمام سادگی بسیار بسیار زیبا و بکر و نو هست .
و مثل همیشه تصویر های خوبی داره و پایان بندی بسیار خوب .
تا بتراشی
نامم را
بر سنگ...
یاد ترانه ی سنگ تراش از خدا بیامرز آغاسی افتادم . روحش شاد .
براتون آروزی موفیت می کنم . امیدوارم که از این به بعد زود به زود ما رو به خونتون دعوت کنین .
یا علی ( خلاصه ببخشید این وبلاگتون گل و سنبل و بلبل نداره وگرنه اینجا رو پر می کردم از این چیزا . هر چند که اینجا همینطوری همیشه پر از گل و سنبل و بلبل هست )


امتیاز: 0 0
شنبه 28 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 21:45
سلام چه عجب یادی از ما کردین ..به جان خودم این یکی رو با یه بار خوندن فهمیدمش دیگه کلی هم حال کردم
امتیاز: 0 0
شنبه 28 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 22:51
سلام نازفر خانم،
باز هم به شما که بانی خیر شدید تا این وبلاگ که داشت کپک می زد، تازه شود!
تازه بود و با نشاط شعرتان، کاش به ماجرای سنگ و اینها نرسد!
درود.
امتیاز: 0 0
یکشنبه 29 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 01:59
خیلی باحال بود...
امتیاز: 0 0
یکشنبه 29 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 09:58
بسیار زیبا بود
امتیاز: 0 0
یکشنبه 29 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 10:02
بسیار زیبا بود .ضمنا از اینکه اسم نویسنده یادداشت را تغییر دادی متشکرم
امتیاز: 0 0
یکشنبه 29 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 10:50
سلام.دست مریزاد.شعر زیباییست.
امتیاز: 0 0
یکشنبه 29 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 11:52
سلام!
عجب تراش زیبایی!
امتیاز: 0 0
یکشنبه 29 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 12:23
سلام
غزل گونه ای ناتمامم
دلم را به هوش زمین سپرده ام و چشمم به راهی که تو می آیی
تو را من چشم در راهم
امتیاز: 0 0
دوشنبه 30 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 17:53
سلام رفیقان
با ترجمه ی عاشقانه ای از عمو شلبــی

............منتظرت بودم.
امتیاز: 0 0
دوشنبه 30 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 23:17
سلام خانوم گل
منو ببخشین که این همه مدت از خوانش کارای زیباتون محروم بودم

وای مخراشی به غفلت گونه ام را تیغ
مانا باشی عزیز
فدات نادیا
امتیاز: 0 0
دوشنبه 30 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 23:43
"خواب می‌دید
آزاد بود..."

سلام،
با یک شعر از خودم و برگردان آن به فرانسه به دست خودم به روزم.
چون نسیم اواخر بهار از آشیانم کن گذر!
درود.
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 31 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 07:53
آقای دکتر سلام خسته نباشی ممنون که سرزدید ولطف نمودید
سنگ نوشته مربوط به قلعه در ورودی درب اصلی نصب گردیده است تا بازدیدکنندگان از موزه مردم شناسی بتوانند به راحتی آنرا ببینند.سنگ نوشته خط میخی هم که دیده اید مولاژ یا همان کپی از سنگ نوشته گل گل ملکشاهی بوده است که در حال حاضر در یک محفظه در حیاط موزه قرار دارد .
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 31 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 16:03
سلام دوست عزیز
کار خوبی رو خوندم
پیکر تراش جانم ا کجاست ؟
من هم به روزم
با نهایت درود و احترام زهره نعیمی ( روجا )
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 2 خرداد‌ماه سال 1387 ساعت 15:01
این چنین زیبا معشوقم را آفریدم
و چشمان ناگفتنی اش را
با سیاهی شب رنگ کردم.
ومو هایش را با حریر دل
آراستم.
و صدایش را چو ترنم باران آرام بخش قرار دادم.
باشد تا تنهایی ام را پر کند
و با من یکی شود
و من نیز هم.

دوست دارم نظرتون رو راجع به نوشته هام بدونم.
می تونم خواهش کنم به من هم سر بزنید؟!!!!!
امتیاز: 0 0
شنبه 4 خرداد‌ماه سال 1387 ساعت 00:50
باز هم سلام به همون سه نون مقدس شعر زیبایی بود دوستدار شما
امتیاز: 0 0
شنبه 4 خرداد‌ماه سال 1387 ساعت 09:31
باسلام دوست گرامی

چشمه ساران با(گوهر نایاب) در کلبه ی شما به مهمانی آمده است.
امتیاز: 0 0
شنبه 4 خرداد‌ماه سال 1387 ساعت 12:25
سلام جناب همتی عزیز
اولین باریست که به وبلاگ شما میام و از این بابت مسرورم
در پایان صفحه غزلی را از شما خواندنم که جای تحسین دارد و لذت بردم ...
میشود از خودتان کمی بگید اینکه در چه زمینه دکتری دارید ( البته حدس میزنم که پزشک باشید ) و اینکه کجا هستید ؟
خوشحالم از آشنایی با شما ... وقتی داشتید سری به وبلاگ من هم بزنید و بین این همه خوبی کمی بد بگذرانید ...
آواز باران
امتیاز: 0 0
دوشنبه 6 خرداد‌ماه سال 1387 ساعت 08:27
سلام دوست گرامی
وقتی چهره ی پردرد را می تراشی گویی هیچ آینه ای نداری برای تماشا
و زمان در برابرت خیانتی ست تهی برای دوباره دیدن (زهره نعیمی- روجا )

کار جاندار و زنده ای بود احساس کردم با یه تیغ تراش دارم متن زندگی را می برم تا به حقیقت برسم
با نهایت درود و احترام
امتیاز: 0 0
دوشنبه 6 خرداد‌ماه سال 1387 ساعت 11:33
زندگی کوتاه تر از آن است که به خصومت بگذردو قلب ها گرامی تر از آنند که بشکنند .

آنچه از روزگار بدست می آید با خنده نمی ماند و آنجه از دست برود با گریه جبران نمیشود!!

فردا خورشید طلوع خواهد کرد حتی اگر ما نباشیم...

یک قلب پاک از تمام جاذبه های جهان زیباتر است
امتیاز: 0 0
دوشنبه 6 خرداد‌ماه سال 1387 ساعت 14:10
سلام
بیش از پیش ( یعنی اولین دیدار من از وبلاگ ) خوشحالم از این وصلت میمون . ممنونم جنا ب دکتر از اطلاعات علمی و کاری خودتون که در اختیار گذاشتین . به به زمانی اصفهان بودید پس ؟ ایشالله که خوش گذشته باشه . منم که دانشجوی ترم اخر کارشناسی ارشد مدیریت هستم و ساکن اصفهان . عضو خانه ترانه اصفهان . البته این انجمن در زمان حضور شما در اصفهان تاسیس نشده بود . نمی دونم چقدر میانه دارین با ترانه ... خانه ترانه تهران چی ؟ اونجا سر میزنین ؟ آقای دکتر یداللهی و غیره هستن اونجا . به هر حال خوشحال میشم که اگر به اصفهان تشریف اوردین پیش از اون خبر بدین که از محضرتون در خانه ترانه استفاده کنیم . منم که اندکی اواز کار کردم و خلاصه حول و حوش موسیقی و آواز به پرسه مشغولم .
بازم خوشحالم از آشنایی و امیدوارم روزی به دیدار شما منجر بشه .
موفق باشین
آواز باران
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 8 خرداد‌ماه سال 1387 ساعت 00:17
با سلام جناب دکتر همتی عزیز و فرزانه
همیشه از اشعار شما و همسر محترمتون لذت برده و می برم کشف های شاعرانه با نگاهی عمیق که هنرمندانه ارائه میشن
راستی اگه وقت کردین شعرمونقد بفرمایین بی تعارف و رک و راست هر چی از معایبش بیشتر بگین و دید و نظرتون رو بنویسین حقیقتا خوشحال میشم و استفاده می کنم
موفق باشین و همیشه شاعر
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 8 خرداد‌ماه سال 1387 ساعت 15:22
به نام او که از هر تاریکی عریان است
مکتب اصالت واژه با تاکید بر پارادایم اصلی عرفان ایران زمین (شریعت طریقت حقیقت) و تئوریزه کردن این اصل روش شناختی در پیکره ی ادبیات جهانی خواهان رهانیدن واژه از چارچوبه های خودساخته ای است که به جای آسان تر کردن تعالی،واژگان را اسیر کرده اند.
به بیان حضرت مولانا:آب در کشتی هلاک کشتی است/آب اندر زیر کشتی پشتی است
به این معنا که وسیله ها را نباید آنقدر قداست بخشید که هدف شوند،شعر و داستان و شیوه های سرایش وسیله ی تکامل ادبی اند نه هدف!
ما نباید آزادی واژه را فدای حرمت قالب ها و شیوه های سرایش کنیم چون با این کار پاها را بریده ایم که اندازه ی کفش ها شوند
به روزیم
لینک شدید!
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 8 خرداد‌ماه سال 1387 ساعت 21:53
بیا
.
.
.
.
.

آمریکا، آمریکا!
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 9 خرداد‌ماه سال 1387 ساعت 00:37
...سلام به سه نون مقدس ... دلم براتون تنگه...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام بر تو که «سین» سلام .....
نه!
با این قلم گیرا و کام-نت!های بی‌نام و نشان، برای تو پاسخ نوشتن ساده نیست...
می‌آیی پستوهای هایپوکامپ را قلقلک می‌دهی و می‌روی...
آشنای نزدیک ! غریبگی تا چند؟
....
....
....
(؟)
پنج‌شنبه 9 خرداد‌ماه سال 1387 ساعت 11:13
سلام جناب دکتر
اول بهتون خسته نباشید می گم و بعد هم چند تا سوال داشتم.
می خواستم بدونم شما از دکتر احمد جلیلی چی می دونید؟ اگه ممکنه بهم بگین کارشون تا چه اندازه مورد قبوله. ممنون میشم.
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 9 خرداد‌ماه سال 1387 ساعت 20:28
سلام خوب هستید آقای دکتر

یه چیزی رو خیلی ساده می خوام بگم.
یا من خیلی کوچیک هستم.
یا شما خیلی بزرگ .

اشعار و نوشته هاتون واسم سنگینه.


نگاهم کرد.پنداشتم دوستم دارد.نگاهم کرد در نگاهش هزاران شوق عشق را دیدم.
نگاهم کرد دل به او بستم.نگاهم کرد.اما بعد فهمیدم فقط نگاهم می کرد.....
***************************************************




دیر زمانی بود می پنداشتم.
لبخند یعنی عشق.
و نگاه یعنی افکارم مال تو...

دیر بود
اما دریافتم.
نگاه و لبخند هر دو یک معنی دارد
و آن این است
نمی دانی چه لذتی به من دست می دهد.
آن گاه که تو را بازیچه دستانم قرار می دهم....


یاسی.
امتیاز: 0 0
جمعه 10 خرداد‌ماه سال 1387 ساعت 00:42
سلام سی پل ویخچال به روز شدند
امتیاز: 0 0
جمعه 10 خرداد‌ماه سال 1387 ساعت 01:14
سلام

به روزم با حرامزاده ها
امتیاز: 0 0
شنبه 11 خرداد‌ماه سال 1387 ساعت 12:50
سلام ...
به بهار برگ های سپید روزگار یه سری بزنید
ممنون

امتیاز: 0 0
شنبه 11 خرداد‌ماه سال 1387 ساعت 19:40
با سلامی گرم با شعر هایم در ویلاگهایhttp://asrargity.persianblog.ir
http://adamyat.persianblog.ir/
به روز شدم امید وارم مورد توجه واقع گردد.
اسرار بازگو کننده رازهای ناگفته ناگفتنی های نگفته
امتیاز: 0 0
دوشنبه 13 خرداد‌ماه سال 1387 ساعت 00:36
باسلام
موفق تر باشید
امتیاز: 0 0
دوشنبه 13 خرداد‌ماه سال 1387 ساعت 12:22
درود.
بسیار زیبا بود.
وبلاگتان را دنبال می کنم.
مانا باشید.
بدرود.
امتیاز: 0 0
دوشنبه 13 خرداد‌ماه سال 1387 ساعت 14:28
سلام و درود
نازی جان نمی دونم چرا شعرت منو یاد یکی از کارههای قدیمیم انداخت.
برات ایمیل می کنم امیدوارم خوشت بیاد.
امتیاز: 0 0
دوشنبه 13 خرداد‌ماه سال 1387 ساعت 23:56
سلام دوست عزیزم!
با یک ترجمه بروزم. مرا دریابید!
امتیاز: 0 0
جمعه 17 خرداد‌ماه سال 1387 ساعت 00:53
نمی‌شود
ذهنِ پریشان ...
.
.
.
منتظرم!
امتیاز: 0 0
جمعه 17 خرداد‌ماه سال 1387 ساعت 22:37
دوست عزیز سلام ! سروده بسیار عالی و زیبا مستفید شدم قلم تان رنگین باد .سری به من هم بزنید .
امتیاز: 0 0
دوشنبه 20 خرداد‌ماه سال 1387 ساعت 09:03

سلام دوست محترم

مشعل رابا( سخنی چند با روز نامه ی جمهوری) به مهمانی خویش دعوت نمایید.
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 22 خرداد‌ماه سال 1387 ساعت 23:35
سلام...
شمعی برافروخته‌ام که زیر چتر یاران هیچ باد و باران و طوفانی یارای خاموش کردنش را ندارد.
امتیاز: 0 0
جمعه 24 خرداد‌ماه سال 1387 ساعت 14:28
سلام رفیق عزیز
بروزم با شعری که از هــوزمن امریکایی ترجمه کرده ام.

http://beheshtenazm.blogfa.com/
..................منتظرت بودم
امتیاز: 0 0
یکشنبه 26 خرداد‌ماه سال 1387 ساعت 14:23
آری
همه چیز تکرار می شود
حتی آفتاب
حتی مهتاب
امتیاز: 0 0
دوشنبه 27 خرداد‌ماه سال 1387 ساعت 10:07
چه کنم های سر به هوای دستان بی تدبیر تقدیر ...!
...........................................................
..
..
..
حرف اضافه موقوف!
امتیاز: 0 0
دوشنبه 27 خرداد‌ماه سال 1387 ساعت 14:06
سلام

اینجا خواندنی های زیادی داشت بیشتر از یک خودافشائی.
امید است بیشتر بخوانمتان.
موفق باشید.
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 28 خرداد‌ماه سال 1387 ساعت 10:02
تا بتراشم

یک روز دیگر را از چهره‌ات....

این قسمت از شعر واقعا منحصر به فرد بود

من هم با غزلی به روزم....
امتیاز: 0 0
( تعداد کل: 168 )
   1       2       3       4    >>
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد