X
تبلیغات
رایتل

روان‌کاوی «احمدی‌نژاد»

جمعه 8 خرداد‌ماه سال 1388 ساعت 00:17

           روان کاوی

   کلام آقای رئیس جمهور

                                               تحلیل خطاهای کلامی (سهوُاللِّسان)  ، یادگار فروید است. روانپزشک بزرگ قرن بیستم این «اشتباهات لُپی» را نه صرفاً یک امر تصادفی و بی مفهوم که واجدِ معانی و تفسیرهای روانکاوانه می دانست.کلام همان قدر که «عصای معجزه گر» گوینده است افعی خطرناکی نیز تواند بود. تکیه کلام ها کنایه ها و مثال ها در کنار«تون صدا» و لحن بیان الفاظ ، دارای معانی‌ای ضمنی است که به همان اندازه که شنونده‌ی عام را به هیجان می آورد برای روانکاوان دارای جاذبه است. بسیاری از اداهای سخنواران – به ویژه سیاستمداران – معانی متفاوتی با آنچه شنیده می شود، دارد و از این رو مردان سیاست در دنیای معاصر از مشاورانی بهره می‌گیرند که خطابه‌های آنان را بازبینی کنند و تا حد امکان خطاهای فاحش کلامی را به حداقل برسانند. اطرافیانِ آقای احمدی نژاد خود از زمره‌ی افرادی هستند که به چنین مشاورانی سخت نیازمندند و به همین دلیل نمی‌توانند مشاوران مناسبی برای وی باشند.در این نوشتار خواهم گفت که مشکل احمدی‌نژاد فراتر از این گونه خطاهاست و ایشان جز مشاوران سخنور به مشاورانی از سنخ دیگر محتاج است .

              *     *    *        *    *  *

محمود احمدی نژاد رئیس جمهور «حرف» است. نقطه ی قوّت آقای رئیس جمهور- و همزمان پاشنه ی آشیل او- کلام است. به ادعای طرفدارانش هم خوب حرف می زند و هم حرف‌های خوب اما به گفته منتقدان از آنجا که نه کم گوست و نه گزیده گو، اگر هم حرف‌های خوبی برای گفتن داشته باشد-که گاهی دارد-سخنرانی‌های او بسیار پُر حاشیه است. در ادامه ی مطلب به بعضی خطاهای کلامی رئیس جمهور نظر دقیق تری می اندازیم و بعد شیوه‌های تبلیغی اورا با دیدی روان شناختی بررسی می کنیم.واکاوی  مکانیسم‌های دفاعی آ قای رئیس جمهور با دیدگاهی روان-تحلیلی  بخش دیگری از مطلب است.

1. آقای توریه : در روان ریاست جمهوری آ قای احمد نژاد بازار تکذیب از هر زمانی داغ تر بود. از پول نفت بر سر سفره‌ها که به دلیل بوی بدش کنار رفت تا ها له‌ی نور مثال هایی از این دست‌اند. در کنار تکذیب وانکار؛« سکوت» هم وسیله‌ی دفاعی مناسبی است که به گوینده زمان میدهد تا مخاطب وی گفته ای رافراموش کند وبه یاد نیاورد که تار موی دختران ومدل موی پسران در دوران انتخابات مشکل مملکت نبود وشأن رئیس قوه‌ی مجریه، اجلّ از آن بود که به این مقوله ورود کند.« مؤمنان حرفه ‌ای» که « تقیّه» را به افراط به کار می بندند اهل «توریه» هم هستند: محمود احمدی نژاد به صراحت نمی گوید که با پوشش جوانان کاری نخواهد داشت وجملاتی که بیان می کند – اگر چه پاسخ سوال مجری نیست- فی نفسه حرف نامربوطی نیست:«آیا مشکل کشور ما این است؟ دولت باید برنامه بریزد و کشور را به پیش ببرد».

پیداست که وظیفه دولت« این»  نیست اما احمدی نژاد پاسخ سؤال را نداده است. توریه که همواره در کنار تقیه در متون شیعه مطرح می‌شود راهی است که گریز از پاسخی مسئولیت آفرین را آسان می‌کند بی آنکه گوینده به خلاف گویی بیفتد. ویژگی شخصیت‌های «دهانی» با اجباری بی وقفه برای حرف زدن باعث می شود که کلام این افراد از چنین خطاهایی مُبرّا نباشد و در عین حال این راه‌های دفاعی به کرّات مورد استفاده قرار گیرد.

2.آقای شفاهی: رئیس جمهور بارها مخالفان خود را متهم کرده‌است که از زمان شروع به کار دولت نهم تا به حال «یک برگ» حرف حساب نداشته اند که آنرا مکتوب کنند وبه دولت ارائه دهند. آقای احمدی نژاد ضعف نوشتاری خود را به منتقدان دولت فرافکنی می کند.«آقای کلمه» با حرف‌زدن میانه‌ی خوبی دارد اما با نوشتن؟   هرگز . بارزترین جلوه ی این ویژگی اینجاست:  

سال1384؛ مجلس هفتم و مراسم ادای سوگند محمود احمدی نژاد. متن سوگند نامه توسط رئیس جمهور منتخب قرائت میشود وظاهراً همه چیز تمام شده است. اما به ایشان یادآوری می کنند که فقط خواندن متن کافی نیست وباید پای آن  امضا شود. « آقای شفاهی» می گوید: «امضایش سخت است» وآیت الله شاهرودی بلا فاصله می‌گوید:«قسمش سخت است{که امضای‌آن آسان نیست}» بله!  سوگندی که به «زبان» جاری شود برای«منتخب ملت» آسان است اما اگر قرار باشد که امضای او متن سوگند را رسمیّت بدهد دیگر آسان نیست. احمدی نژاد ضرورتی نمی بیند که برای کلامی که هر کلمه‌اش مسئولیت‌آفرین است محاسبه‌ای ذهنی کُند و به عواقب آن بیاندیشد. تنها وقتی بنا به نوشتن باشد دست و دلش می لرزد و با اکراه می نویسد. از این رو است که« کمیته» ای قلم به دست می‌گیرند تا فرموده های ایشان را«تدوین» کنند وخود او چنین میل- ودر واقع توانی – ندارد. شاید مثال‌های عینی زیر صحت این ادّعا را کمی روشن تر کند:

الف) سازمان مدیریت وبرنامه ریزی تا دوران آقای احمدی نژاد مسئولیت تهیه وتدوین متون مربوط به اعتبارات و هزینه های کل کشور را به عهده داشت. هر متن مکتوبی در یک کشور « دیوان سالار» متضمّن تعهدی برای اجرا است وآقای احمدی نژاد که هیچ گونه الزام قانونی را از سوی کار شناسان پذیرا نیست راحت‌تر دید که سازمان را منحل کند وبا« حرف» برنامه بریزد.

ب) بودجه ی سالانه ، برنامه ی پنج ساله  وسند چشم انداز همه متونی مکتوب، قانونی والزام آور بودند که هر دولتی- حتی «دولت اسلامی» !- ملزم به اجرای آنها بود. بوجه‌ی سالانه، تبصره‌هایش را یک به یک از دست داد تا متنی خلاصه تر- وطبعاً مبهم تر ودشوارتر برای پایِش- به تصویب برسد. برنامه‌ی پنج ساله حاصل کار دولتی «مرعوب غرب» خوانده شد وسند چشم انداز هم به صراحت از سوی مرجع صدور آن فراموش شده قلمداد شد.

ج)  طرح انضباط اجتماعی از سوی رئیس وسخنگوی او مورد انتقاد «حرفی» واقع می شود وبعد سردار ناجا اعلام می کند که امضای احمدی نژاد یا نماینده‌ی او پای همه‌ی صورت‌جلسه‌ها است و هیچ اقدامی بدون هماهنگی با ایشان انجام نمی‌شود.

3.آقای همه‌فن‌حریف:آقای احمدی نژاد در مورد توانایی‌های خود به شدت دچار سوء تفاهم است.روحیه omnipotence  یا توان انجام هر کاری؛ در او بسیار بالا است. به نظر رئیس جمهور مخالفان او شعور« بزغاله» هم ندارند واعضای کابینه - دوستان وی- هم تا آنجا واجد درایت وهوشمندی‌اند که باب میل او حرف بزنند وگرنه «استعفانده»! می شوند. مثال: در گفتگوی رئیس جمهور با تلویزیون «بحث شیرین مونوریل »مطرح بود. اقتصادی بودن این وسیله در مقایسه با مترو ودیگر شیوه های کنترل ِ ترافیک از دیدگاه رئیس جمهور به قدری واضح بود که عباراتی به این مضمون بر زبان او اجباری شد: «مونوریل، وسیله ای است که برای تهران بسیار مناسب، مقرون به صرفه و ارزان است. شما یک مهندس پیدا کنید که ادعا کند مونوریل اقتصادی نیست تا من ببینم مهندسی اش را ازکجا گرفته است»! ملاحظه می کنید؟! 

 قرار نیست آقای رئیس جمهور با آن مهندس بخت‌برگشته گفتگو کند دلیل بیاورد و مجاب کند ویا قانع شود. حرف، حرف او است واگر کسی خلاف آن را بگوید باید در اصالت مدرکش شک کرد. خود بزرگ بینی آنچنان آشکار و انزجار آورومشمئزکننده است که جز مستمعینِ مفتون او و مردم ظاهربین؛ برای هر کسی آزار دهنده است.

مثال‌های این خود شیفتگی در کلام احمدی نژاد بسیار زیاد والبته رنج آور است:

«مگر احمدی نژاد هم مریض می شود؟!»

«وظیفه ی ماست که اقتصاد کشور را به سرعت به اوج برسانیم تا بتوانیم به مدیریت جهان برسیم.»

« گرمسار جای مهمی است. من که کوچک همه‌ی شما هستم تازه از یکی از دهات آن آمده ام!»

(اهمیت گرمسار به دلیل مردان«کوچکی» است که از آنجا بر خاسته اند نه بزرگی آنها!)

بد نیست از آقای رئیس جمهور بپرسم که آیا حاضر است در همین انتخابات 88 با وعده ی تغییر در مدیریت«جهان» به جمع کردن آراء مردم «ایران» بپردازد؟

4.آقای بی تقصیر: مهمترین سازو کار دفاعی احمدی نژاد «فرافکنی» است. نفی دولت های پیشین ومقصر دانستن آنها در همه‌ی کاستی‌های موجود از دوره‌ی دوم ریاست جمهوری آقای هاشمی باب شد (احمدتوکلی با همین شیوه در حال شکست دادن هاشمی بود و اگردر آن‌زمان هم تقلبی در کار نبود امکان نداشت رفسنجانی در همان دور اول انتخاب شود)احمدی نژاد هم با تکنیک اسلاف اصولگرایش خاتمی وهاشمی را نواخت و به کُرسی ریاست جمهوری رسید. انتظار این بود که با شروع دوره‌ی دولت نُهُم نفی پیشینیان با «اثبات خود »جایگزین شود.این امر با برنامه‌ای مدرن وعلمی به گفته ی خود آقای بی تقصیر «شدنی» بود...اما نشد. برنامه ای وجود نداشت که دولت نهم«قطب نمای» آن باشد. «قطار» توسعه از ریل خارج شد وهمچنان در جستجوی ایستگاهی خیالی بیراهه می رود. اگر در دولت های پیشین اجانب واستکبار جهانی مانع توسعه بودند- که گاه واقعا چنین بود- در دولت نهم همان اجانب مخاطب نامه های پیاپیِ رئیس دولت شدند ودر عوض همه ی کاسه‌کوزه‌ها بر سر خودی‌های مرعوب شکسته شد. اگر روزی همه‌ی سدّهای«هاشمی ساز» را سوراخ می خواندند، در دولت احمدی نژاد وجود آنها از اساس زیر سوال رفت.صنایع فولاد وپتروشیمی دوران هاشمی نادیده گرفته شد وپروژه‌ی تمدن ساز پارس جنوبی به نام دولت آقای همه فن حریف با روبان های قرمز، فاز به فاز-و البته نمایشی- افتتاح شد. صنایع هسته ای وتوان موشکی مردان دفاعی کشور به پای دولت احمدی نژاد نوشته شد ودوران فرصت سازِتعلیق ،« خیانت »نام گرفت . رشد فراوانی زنان خیابانی وکودکان کار به دلیل 16 سال حکومت تکنوکرات‌ها و« استحاله شده‌ها» دانسته شد. تورم 40 درصدی دوران  سازندگی بارها بر سر دولت های هاشمی چماق شد واز تورم12درصدی عصر اصلاحات نامی برده نشد.وقتی هم از روند روبه رشد تورم کمر شکن دولت نهم انتقاد شد رئیس آن بر سر ملّت منّت گذاشت که اگر اندیشه‌ی اقتصادی او نبود به جای تورم 30 درصدی تورم 60 تا 70 در صدی گریبان ملت را می گرفت.

5.خاکِ الماس گونِ پای ملت: واکنش سازی( reaction formation) از دیگر ساز وکارهای دفاعی احمدی نژاد است و همین مکانیسم دفاعی است که رفتارهای او را متناقض نشان می‌دهد. معنای« واکنش سازی» آن است که رفتار یا گفتارِ مثبتِ شخص به طرزی غیر عادی اغراق‌آمیز به نظر می رسد و ناظر بیرونی نمی تواند آنرا بپذیرد. مثل بذل وبخشش فردی که به «خست» شُهره است یا اظهار همدردی کسی که فا قد حس همدلی است.«  آقای خاکسار» با بزرگ منشی همه ی مدارک دانشگاهی – جز دکترای ایشان از دانشگاه علم وصنعت – را ورق پاره می‌خواند و در جلسات استانی گوش اُستاندار را می پیچاند و وزیر نیرو را از "لوله‌ی آب رد می کند". در زمینه ی صنعت ,هنر, شهر سازی ,ترافیک- وخصوصا مونوریل-, فوتبال , سینما ,مدیریت, انرژی هسته ای ,قانون گذاری و..... صاحب «نظریه» است( شاید تنها در طبّ تا کنون از سوی ایشان نظریه‌ای صادر نشده است و دلیل آنهم «مکتوب هراسی» ایشان است. طبیب باید بنویسد وپای نسخه‌اش را هم با مُهر وامضا تأیید کُند واین برای «آقای کلمه» دشوار است.). میزان  محوریت «خود» در آقای دکتر تا به آن پایه است که هیچ کسی از عزل ونصب های او دفاع نمی کند. در دیدگاه او هر اشکالی که هست از دیگران است واو ازهر خطایی مُبَرّا است.اما همین آقا از هر فرصتی برای ادعای خاکساری استفاده می‌کند:«من خاک کف پای عزادار اباعبدالله را ...»... آیا به راستی آقای احمدی نژاد جز استادی دانشگاه ونوکری مردم برای خود شانی قائل نیست؟ این چگونه خادمی است که  به مخدوم خود پاسخگو نیست؟ کسی که با اقتصاد صدقه ای دورانِ منحط ارباب – رعیتی را از نو باز آفرینی می کند چگونه مدعی نوکری مردم است؟...هیچ تردیدی ندارم که اگر نیاز احمدی نژاد به رهبری نباشد ،در نفی جایگاه ولی فقیه هم لحظه ای درنگ نخواهد کرد.

اما چرا بزرگ مردی! مثل احمدی نژاد به نوکری خود افتخار می‌کند؟   شاید جناب خاکسار می خواهد مصداق گفته‌ی «آدورنو» باشد:

   « ما فوق در حالی که همچون یک ابر مرد نمایان می شود باید در عین حال معجزه‌ی ظاهر شدن همچون یک شخص متوسط عادی را تحقق بخشد.»

6.آقای نمایش: تمایل شدید آقای رئیس جمهور به «دیده شدن» خصوصیتی انکار ناپذیر است. شخصیّتهای «نمایشی» این ویژگی را دارند. در طبقه بندی انواع شخصیّت افراد نمایشی در همان طبقه ای قرار می گیرد که شخصیتهای نارسی‌سیستیک (خود شیفته) در آن قرار دارند. از این رو مشاهده‌ی ویژگی‌های این دو نوع شخصیّت در یک فرد محتمل است. در آقای احمدی نژاد تمایل به حضور در مجامع تا آن اندازه است که در اجلاسی حاضر می‌شود که تنها 4 رئیس دولت در آن حاضرند.« آقای نمایش » هیچ فرصتی را برای دیده شدن از دست نمی دهد حتی اگر ناچار باشد در کمال«عزّت» زیر بیرق شورای همکاری خلیج فارس با نام جعلی آن عکس بگیرد وافاضات شیوخ گستاخ را بشنود یا ملوانان متجاوز انگلیسی را با هدایای ویژه بدرقه کند. مهم روی‌آنتن بودن است هر چند به بهای شنیدن توهین های میزبان و خلق   

«حماسه‌ی دانشگاه کلمبیا» !

7.همه ی مردان او: خود شیفتگی آقای رئیس جمهور در اطرافیان او به نوعی دیگر جلوه می کند. اشاره‌ی افرادی که به ایشان شیدایند به کلماتی از قبیل « پرستش» و«اعجاز» نشان از عمق حیرانی آنان نیست.سر سپردگی بی قید و شرط به رئیس جمهور، ناشی از آن است که دولتمردانِ آقای «دکتر» وی را به عنوان جایگزینی از «خود ایده ال» انتخاب کرده اند .عشق آنان به او به دلیل کمالاتی است که خود ندارند ولی جلوه های آنرا در احمدی نژاد می بینند(بگذریم که این دیدن هم نوعی توهُّم است). به این سان خود- شیفتگی "دکتر"!! واطرافیان او همزمان ارضا می‌شود و پیوند مراد ومریدی ناگستنی به نظر می آید: 

«تصویر ما فوق، میلِ مضاعفِ فردِ پیرو را ارضا می کند میل به این که هم تسلیم قدرت شود وهم خودش مرجع آن باشد» . تبلیغات گسترده ی دولتِ نهم در تشدید این خود شیفتگی- وابستگی نقش اساسی دارد. این تبلیغاتِ مستمر به هر شکل ممکن، این حس را القا می کند که فردِ پیرو تنها به دلیل تعلق به گروه حامیان ما فوق (دایره ی اصولگرایی مبتنی براصول احمدی نژاد) بالاترو پاک تر از گروهی است که دور از قدرت مانده است. وقتی مخالفان دولت شعوری در حدّ« بزغاله» داشته باشند شیفتگان آن بیشتر وبیشتر خود را «انسان- فرشته» خواهند یافت.

8.آقای افشاگر : چهار سال است که در جیب سمت «راست» آقای دکتر ! احمدی نژاد لیست کاملی از سران مافیای نفت وشکر   - ودیگر اقلام سفره ی خانوار!- وجود دارد که مدام به آنهافرصت داده می شودپول بیت المال را بر گردانند وگرنه رسوا خواهند شد. آقای«مافوق» نمی تواند دیگران را دارای لذّات فردی ببیند واز این رو شعار «عدالت اجتماعی» وی، نه به معنای واقعی عدالت، که نسخه ی دستوری – والبته ناقص - «مساوات» است . وعده‌ی افشای لّذت‌های دیگران شیوه‌ای تبلیغاتی است که در ظاهر به نام عدالت گستری ودر اساس به منظور از بین بردن تمایزهای ذاتی افراد به زبان می آید. حمله به روشنفکران وصاحبان ثروت به این دلیل است که آقای افشاگر نمی خواهد کسی را بهتر از دیگران ببیند.« برابریِ همگانی در خفّت» تعبیری است که«آدورنو» برای این میل پنهان به کار می برد:

«هر چه خواست ما فوق برای تغییرِ ساختار درونیِ جامعه کمتر باشد حرّافی در مورد عدالت اجتماعی بیشتر است والبته منظور واقعی آن است که هیچیک از اعضای «ملت» نباید سر گرم لذات فردی شوند» ؛به گفته ی «فروید» عدالتِ اجتماعیِ «بفرموده» به این معنی است که ما -رؤسا - چیزهای بسیاری را بر خود حرام می‌کنیم تا دیگران هم مجبور به چشم پوشی از آنها شوند وبه عبارت بهتر اصلاً توان خواستن وطلب کردن  نداشته باشند.

¨      سخن آخر: سخن گفتن اگر سخنورانه باشد «هنرِ» گوینده را روشن می کند واگر فقط «حرف زدن» باشد معایب ِاو رابرجسته می‌سازد. گاهی «سکوت» با پنهان کردن معایب، هُنری است که ازهر خطابه ای موثر تر است. اگر آقای احمدی نژاد در پاسخ نمایندگان مجلس به جای توجیه گرانی گوجه فرنگی ویا تکذیب آن سکوت می کرد بهتر از آن بود که آنها را به بقالی سر کوچه شان حواله کند. مفهوم این پاسخ، وسعت نظر وگستره ی دید رئیس جمهوری است که حداکثر میدان دید وی کوچه ای در حوالی نارمک است. رئیس جمهور اگر 30 استان کشور را 6 بار دیگر هم بگردد حلقه‌ی مشاوران او همچنان ثابت اند ومیدان دید وی هم همان چند درجه ای است که بود. با کشاندن هیأت دولت به دورترین روستاها تمرکز زدایی از قدرت رخ نخواهد داد و با گفتگوی چهره به چهره حل مشکلات مردم یک کشور 70 میلیونی با هفت دوره ریاست جمهوری هم امکان پذیر نخواهد شد   . به آن امید که دوره ی 4 ساله آینده در اختیار کسی  باشد که اگر کار نمی کند . نکند .   فقط لطف کند  و حرف نزند... همین !

¨                                 دکتر ناصر همتی

¨                                                                        روانپزشک (متخصص اعصاب و روان)

¨                                                                                                                                       تهران             

نظرات (63)
جمعه 8 خرداد‌ماه سال 1388 ساعت 00:20
سلام،
اگر دوست داری از امکانات بیشتری استفاده کنید، از تکنولوژی روز در بلاگ خود بهره برید و آن را به سایت تبدیل کنید، به سایت زیر مراجعه کنید.
http://fa.chonoo.com
این سایت به غیر از امکانات پایه، امکاناتی از قبیل نظرسنجی برای مطالب، ارزیابی مطالب، عضویت برای سایت خویش، گالری تصاویر، آپلود فایل، ایجاد شناسنامه برای کاربران، صندوق پیام در به مانند GMail برای ارتباط بین کاربران، شمارنده‌ای در قدرت GoogleAnalytics و انجمن گفتگو را به رایگان در اختیار شما قرار می‌دهد.
از اینکه یک بار از این سیستم استفاده می‌کنید، ممنون.
موفق باشی...
امتیاز: 0 0
شنبه 9 خرداد‌ماه سال 1388 ساعت 12:01
سلام ناصر عزیز
به اینها اضافه کن " آقای تصور عامه"
احمدی نژاد در سفر به گیلان : "بر خلاف تصور عامه زنان این خطه (رشت) زنانی عفیف و پاکدامن اند"!!!
حبذا از چنین تزکیه ای از یک تصور عامه! و شکستن باورهای غلط!
امتیاز: 1 0
شنبه 9 خرداد‌ماه سال 1388 ساعت 22:17
سلام،
ناصر جان، خیلی خوب بود. لینک این پستت رو همه جا می ذارم از جمله فیس بوک و اینها...
من هم به روزم با برگردان شعر کوتاهی از پره‌ور.

درود!
امتیاز: 0 0
یکشنبه 10 خرداد‌ماه سال 1388 ساعت 12:58
درود ناصرم
این مقوله را با کالبد شکافی دقیقش وا می نهم به شما که خبره ی کاری و و به درمان روانپریشانی از این دست می پردازی .خیلی دقیق و کارشناسانه گفتی.
قسمی از آن هم بر می گردد به مشکلات هویتی ما که چنین رفتاری رات حد اقل سی چل درصد مردم می پسندند و چونان ؛المتعبد بغیر علم کحمار طاهونه(طاحونه) یدور و لا یبره من مکانه؛ ...
فداتشم
امتیاز: 0 1
یکشنبه 10 خرداد‌ماه سال 1388 ساعت 14:22
سلام. شاید این کامنت باید خیلی پیشتر از اینها نوشته می شد یعنی حدود دو سال پیش اما به هر حال روزگار است و کاریش هم نمی شود کرد. داشتم آرشیو سال های پیشم را مطالعه می کردم که به کامنت شما برخورد کردم و علاقمند شدم بعد ز اینهمه سال جوابی بنویسم. مطالبتان را خواندم البته نه با دقت اما خیلی برایم جذاب بودند. دنیا همین بوده و هست...ای کاش می شد ما به میل خویش آخر این قصه نطه بگذاریم... به هر دوی شما سلام
امتیاز: 0 0
یکشنبه 10 خرداد‌ماه سال 1388 ساعت 16:12
آقای دکتر عالی بود... میدونستم آدورنو خوب نظریه اجتماعی را با روانکاوی تطبیق داده اما این چیزی که شما نوشتین حق الیقین شد! دستتون درد نکنه
امتیاز: 0 0
یکشنبه 10 خرداد‌ماه سال 1388 ساعت 23:13
fogholade bud. be khodetun eftekhar konid. har ja tunestam link midam.
امتیاز: 0 0
دوشنبه 11 خرداد‌ماه سال 1388 ساعت 10:51
خیلی جامع و مودبانه بود. اگه من سواد نوشتن چنین مطلبی رو داشتم، بدون فحش و ناسزا نمی تونستم حرفم رو بزنم. مرسی
امتیاز: 0 0
دوشنبه 11 خرداد‌ماه سال 1388 ساعت 11:53
سلام آقای دکتر
مطلب بسیار دقیق و جالبی بود. راستش من چند وقته دارم دنبال یه کتابی می گردم که در باره ی ارتباط مافوق و زیردستانش باشه. با اون مطالبی که از آدورنو نقل کردین فکر کنم همون کتابی باشه که من دنبالش بودم. می شه لطفاً اسمشو بگین.
امتیاز: 0 0
دوشنبه 11 خرداد‌ماه سال 1388 ساعت 14:26
عالی بود
امتیاز: 0 0
دوشنبه 11 خرداد‌ماه سال 1388 ساعت 14:28
سلام. جالب بود. ممنون از وقتی که گذاشتید و این مطلب را تهیه کردید تا حداقل چهارتا مطلب درست و حسابی هم وسط این تب انتخابات بخوانیم. اخودشیفتگی اش آن قدر مثل روز روشن است که من فاقد علم روانشناسی هم فهمیدم.
یک سوال هم دارم. دارم رمانی می نویسم که در آن یکی از شخصیت ها باید دچار اختلالات شخصیتی باشد. حالا که گذرم به اینجا افتاد می توانم بپرسم آیا بعداْ از طریق ایمیل می توانم مزاحم شما شده و چند راهنمایی بگیرم؟
امتیاز: 0 0
دوشنبه 11 خرداد‌ماه سال 1388 ساعت 14:30
با تشکر از تحلیل بسیار جالب شما.
امتیاز: 0 0
دوشنبه 11 خرداد‌ماه سال 1388 ساعت 15:52
فوق العاده و عالی بود
وصدالبته علمی ودقیق
ممنون از شما
با اجازه شمارو لینک کردم
تابعد...
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 14 خرداد‌ماه سال 1388 ساعت 00:33
در تمام این بی نمکیهایی که اقای دکتر کردن یک سر سوزن درایت سیاسی وجود نداشت، هیچ سیاستی مورد بحث واقع نشد، هیچ تدبیری جدی ارائه نشد. من به دکتر بودن ایشان شک نمیکنم اما اگر خلاف این خوش باوری من ثابت شد تعجب هم نمیکنم چون معمولآ نصر و خط و ربط یک تحصیل کرده راه مثبت پیش میگیره و از محسنات کاندیدای مورد نظر خودش میگه و با ارائه ی تصویری بهتر در مقایسه با سیاستهای دیگران کاری بنیادی و در خور نشر و توضیع انجام میده نه با مزه پرونیهای ارزون و بی مایه باعث ریشخند خودش بشه. در خاتمه خانم زهرا لطفآ دقت کنین و از این هنرمندی های بی ارزش که دیگران میکنن خودتونو از چشم چند خوانندهای که دارین نندازین.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بیننده! سلام.

۱) دکتری من از آکسفورد نیست.حاصل عرق‌ریزی و درس خواندن است.
دکتری من فقط عنوان دوران طبابت عمومی من است و در حال حاضر دو مرحله بعد از آن را هم گذرانده‌ام «مدارک آن هم موجود است » و البته از جنس مدارکِ رئیس دولت اسلامی نیست.
۲)برای نقد روانکاوانه‌ی یک انسان سایکوپات؛ درایت سیاسی لازم نیست.
۳)نثر را با صاد نمی‌نویسند . آن «نصربالرعب» است که با ص صابون نوشته می‌شود
۴) فعلاً همین !
پنج‌شنبه 14 خرداد‌ماه سال 1388 ساعت 01:52
در مناظره امشب تمام این حرف ها ثابت شد. واقعا این آدم تعادل روانی ندارد
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 14 خرداد‌ماه سال 1388 ساعت 22:21
درود استاد
زیبایی متن وقتی خودتون می خونیدش دو چندان میشه. خیلی دنبال متنتون گشتم. بلاخره پیداش کردم.
امتیاز: 0 0
یکشنبه 17 خرداد‌ماه سال 1388 ساعت 09:34
سلام و سپاس
این روزها خیلی دلم براتون تنگ می شه لطفا به نازفر بگو
امتیاز: 0 0
یکشنبه 17 خرداد‌ماه سال 1388 ساعت 14:25
لذت بردم استاد . بسیار عالی
امتیاز: 0 0
یکشنبه 17 خرداد‌ماه سال 1388 ساعت 15:38
متاسفم ازاینکه هنوز درصد زیادی از مردم هستند که طرفداری این عوامفریب کریه الچهره را می خورن. امیدوارم دنیا از آدمهای اینجوری و طرفدارای کم خردشون هرچه زودتر پاک بشه و دیگه مثل احمدی نژادی بوجود نیاد که باعث سرافکندگی نوع بشره
امتیاز: 1 0
یکشنبه 17 خرداد‌ماه سال 1388 ساعت 18:40
سلام
واقعا زیبا و روان بود.

از روزنه نوری می تابد به درون.
امتیاز: 0 0
یکشنبه 17 خرداد‌ماه سال 1388 ساعت 23:54
سلام.
بنویس لطفن

چیزی در من را نمی بینم دیگر

لطفن بنویس اینها را

با امضاء مفتش شش انگشتی


با یه کار تازه به روزام.انگار چیزی از سعید سیرجانی در من مته میزند
امتیاز: 0 0
دوشنبه 18 خرداد‌ماه سال 1388 ساعت 21:55
با سلام
تحلیل خوبی داشتید- لطفادرمورد افرادیکه طرفدار چنین شخصیتی هستند نیز یک تحلیل جامع بدهید . اینکه کسانیکه با این نوع حرکات و رفتارها تحریک و طرفدارش میشوند چه گروه از انسانها هستند
متشکرم
زنده باد میرحسین موسوی
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 20 خرداد‌ماه سال 1388 ساعت 04:16
من البته سواد روانشناسی ندارم. متن خوبی بود، نکاتی دستگیرم شد. تنها چیزی که فکر میکنم شاید از قلم افتاده بود این است که جناب احمدی نژاد دارای هوش سرشاری هستند. من فکر می کنم ایشان بازیگر بسیار قابلی باشند. بسیاری از رفتارها، حرف ها و حالات چهره ایشان حرکات نمایشی هستند.

من اگر روانشاس بودم یکی از آروزهای بزرگم این بود که بتوانم ایشان را مورد بررسی قرار دهم. فکر کنم شاید آرزوی شما هم همین باشد. اگر یک روزی دستتان بهش رسید به ماهم خبر بدهید.
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 21 خرداد‌ماه سال 1388 ساعت 18:36
چه کسی از ساسی مانکن می ترسد؟
سلام دکتر،
من هم به روزم.
امتیاز: 0 0
جمعه 9 مرداد‌ماه سال 1388 ساعت 18:33
درود بر شما!
عالی بود ...برای رفع خستگی بیا غزل بخوان...
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 22 مرداد‌ماه سال 1388 ساعت 12:59
شما گفتید...
اما من میگویم باز هم رئیس جمهور محبوب من است و دوست دارم بگوید وباز هم بگوید چون برایم زیباست حتی از زیبایی های شما هم
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 4 شهریور‌ماه سال 1388 ساعت 22:41
سلام،
غزل دارم.
درود.
امتیاز: 0 0
شنبه 7 شهریور‌ماه سال 1388 ساعت 16:00
سلام . شما و همسرتان خوبید ؟ من یکی ار دوستان نازفرم .که ایران نیستم . اگه میشه یه email از خودتون برام بزارید.
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 28 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 13:43
سلام رفیق عزیز.دکتر همتی
........منتظرت بودم
http://beheshtenazm.blogfa.com/
امتیاز: 0 0
شنبه 21 آذر‌ماه سال 1388 ساعت 00:04
تعارف که نداریم
ما مرده‌ایم
به دستِ شکم سفره‌کنان نفتی ...

سلام دوستان،
از بس به روز نکردید کپک زد این وبلاگ شما که!
لا اقل مرا بخوانید که به روزم.
امتیاز: 0 0
شنبه 12 دی‌ماه سال 1388 ساعت 18:20
میدانی دنیا چقدر من را دوست دارد ؟

به اندازه مهربانی چشمان تو

و تمام جهان دستانت

هستی من است ، اقیانوس تو
...
سلام استاد گرامی
امیدوارم شاد و سلامت باشید . نمی دونم من رو به خاطر دارید یا نه ... اما من همون دانشجوی پزشکی از رشت هستم ... که قبلا هم زحمت داده بودم خدمتتون
... می خواستم چند تا کتاب برای کسانی که افکار وسواسی دارند و نیز افسردگی ، معرفی کنید ... جهت بهبود کیفیت زندگی در کنار درمان دارویی شون ... و اینکه از نوع کتاب های شعارگونه و تکراری نباشه لطفا ... مرسی ... خیلی لطف می کنید
امتیاز: 0 0
دوشنبه 14 دی‌ماه سال 1388 ساعت 18:51
سلام
------------------------------------------
ما کفشهایمان را برای فرار با هم قسمت کرده ایم

-----------------------------------------
به روزم و منتظر نقد و نظر ارزشمندتان
امتیاز: 0 0
یکشنبه 20 دی‌ماه سال 1388 ساعت 19:51
سلام دکتر.عالیست.
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 30 دی‌ماه سال 1388 ساعت 20:23
سرتاسر من

لبریز از یکایک توست ...

به روزم
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 1 بهمن‌ماه سال 1388 ساعت 20:19
سلامدکتر عزیز
بروزم......................................منتظرت بودم
http://beheshtenazm.blogfa.com/
فداتشم
امتیاز: 0 0
شنبه 17 بهمن‌ماه سال 1388 ساعت 19:49
وبلاگ "نامه های پارسی" به خاطر "محتوای مجرمانه" فیلتر شد.
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 20 بهمن‌ماه سال 1388 ساعت 21:37
سلام استاد

عالی بود به قول معروف جانا سخن از زبان ما میگویی حرف دل ما رو زدین. البته از اونجایی که من روانشناسی خوندم یه حدس هایی زده بودم که با سخنان زیبای شما به یقین تبدیل شد.
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 22 بهمن‌ماه سال 1388 ساعت 19:19
سلام استاد
عالی بود. حرف دل مارو زدین.
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 28 بهمن‌ماه سال 1388 ساعت 12:07

به روز شو زودتری
اجی مجی لاترجی !

فکر کنم باید به چنین چیزهای متوسل شویم
امتیاز: 0 0
دوشنبه 2 فروردین‌ماه سال 1389 ساعت 23:22
سلام و درود بر دو یار و عزیز بزرگ حاج ناصر عزیز و آبجی نازفر عزیز! سال نو رو بهتون تبریک میگم . امیدوارم که سال خوب و خوش و خالی از هر گونه درگیری داشته باشید .


خوشحال شدم از این که بعد از مدتهای زیاد دوباره تونستم نوشته های زیبا و خوبتون رو بخونم . اینجا بدجور قضیه سیاسی هستش باید هر چه زودتر برم . برای هر دوی شما بزرگوار آرزوی سلامتی می کنم .
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 3 فروردین‌ماه سال 1389 ساعت 07:17
درود فراوان،
نوروز باستانی را که از اندک آیین های برجا وامانده ی فر و شکوه ایران بشکوه دیروز و نمایانگر بزرگی آریاییان متمدن است به شما و همه ی ایرانیان و همه ی پارسی زبانان نازنین در سرتاسر جهان شادباش میگویم و آرزومند سالی توامان با سرفرازی، شادکامی، پیروزی و نیک اندیشی برای همگان هستم.و ای کاش عمو نوروز نه فقط در سالنامه ها که در دلها هم سبزه ی شادی میکاشت و عید نوروز را مژده می آورد و داریه و دف و دهلی جاودانه مینواخت..
هر روزتان نوروز...[گل]
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 19 فروردین‌ماه سال 1389 ساعت 03:05
نازفر ناظم،
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 19 فروردین‌ماه سال 1389 ساعت 03:06
باکوله باری از نگرانی

1 - دغدغه های نبود رضا رحیمی
2 - نصیحتی به سید مهدی موسوی

روزگار را می پکانم
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 19 فروردین‌ماه سال 1389 ساعت 21:59
سلام
بیاد سالها ی باهم بودن
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 18 خرداد‌ماه سال 1389 ساعت 15:37
با
مشتی
پر شترمرغ
به روزم
...
می نویسم تا نمک بپاشم
بر زخمی که عین عشق است و شین شاهد و قاف قلم
با
احترام به عزیز صبوری و مدارا
دکتر سیدمهدی موسوی
...
قافیه‌ها را ول کن.
به حاشیه نرو.
بپر وسط متن
...
منتظرت هستم
می‌آیی؟


امتیاز: 0 0
جمعه 21 خرداد‌ماه سال 1389 ساعت 13:31
دمت گرم آقای روانپزشک آفرین
امتیاز: 0 0
جمعه 21 خرداد‌ماه سال 1389 ساعت 14:04
سلام، بر مبنای گزارش بانک مرکزی ۸۷ درصد دستمزد کارمندان و کارگران خرج هزینه‌های خوراکی میشود. سال گذشته این ۴۷ درصد بود. خدا‌را شکر انتخاب آقای احمدی‌نژاد واقعا وضع ما را تغییر داده.آقا محمود دکتر ،بسیجیها و پاسدارها انتخابات را با گلوله برای شما خریدند آیا این برو بچهای شما میتونند تورّم و اقتصاد هرج مرج و گرسنگی را هم با یک گلوله از بین ببرند؟ آیا گلوله‌های اینها میتونه اجاره من رو هم بده،برای خانواده من لباس بخره، خرج تحصیل بچه‌های من بشه؟ لعنت بر من و تمام کارگر‌هایی دیگری که به تو رای دادیم.خدا خودش رحم کند.
امتیاز: 0 0
شنبه 5 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 01:59
دعوت می شوید برای نمایشگاه ویدئو آرت

مینو ایرانپور
رسول معرک نژاد
ییما تیموری

7 تا 17 تیرماه 1389

گشایش: دوشنبه 7 تیر ماه ساعت 10 صبح
.......................
موزه هنرهای معاصر اصفهان
خیابان استانداری

ساعات بازدید 16.30 تا 18.30

--------------------------.....................................-------------------------
امتیاز: 0 0
شنبه 5 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 17:56
سلام برادر گرامی!
میلاد مولود کعبه مبارک باد.
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 17 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 09:39
سلام
قلم تان پرتوان وابی واسمانی باد
امتیاز: 0 0
( تعداد کل: 63 )
   1       2    >>
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد