X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

چهل سالگی

سه‌شنبه 28 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 23:15

                          چهل سالگی

  خارپُشتی از میان بوته­های گَوَن گذشت

   با زخمی بر پوزه­اش

  و خرگوشی از لا به لای علف­ها به تاخت

  در فاصله­ی میان دو بلوط با

  گلوله­ی کلاش­نی­کُف

  به لنین پیوست!

  ...................................................................بَدا به حالت خضر!

  رها

  از سنگینیِ َبّره­ا­ی نورس

  که بوی ادرارش  از گردن تا نافم پیچیده­بود

  بالا می­رفتم.

  ای­کاش

  زندگی را هم لا به لای صخره­ها

  در همان کوچ بهاره

  رها  می­کردم

  .................................................بَدا به حالت خضر!

  خِش و خِشِ خزیدنِ سنگینِ

  مارِ تابستان، ­با شکمی برآمده

  روی تنها تکه­ی سیمانی حیاط

  با تمهیدی سینمایی، ­به مادرم قطع می­شود:

  با هیزُمی در دست

  و سرِ له­شده­ی مار ، پیشِ رو

  .............................شاید تو درمَشکِ آبِ آن­روزمان تُف کرده­بودی!

  دست نمی­زنند

  هو می­کنند

  و کیسه­های پُر از پوست تُخمه را

  روی زمین،  در مغزم خالی می­کنند.

  چهل سالِ مضحک

 از « پَل کولیت*»تا «ناحیه­ی دو منطقه­ی چهار تهران»

  سلول­های «هیپوکامپ**» را خفه کرده­است

  .......بَدا به حالت خضر ! 

این اطناب،مُخِلِّ اعصابِ شماست /و پایان بندی­اش/ هیچ رَقَمه هَپی­اِند نخواهد بود/ نه جدا کردن سطرها و نه تنظیم حرفه­ای فاصله­ی میان کلمات /شعرش نمی­کند/  ای خواننده!/ این منم که تکلیف تورا روشن می ­کنم /بله! پیام این شعر در همین سطرهای آخر/ قی شده­است /آن برّه برای پنج سالگی­ام سنگین بود /در میان صخره­ها رهایش کردم /و آسوده خاطر و سبک­بار/ به  کوچ بهاره­ی سال 57 پیوستم /حالا هم /هروقت عشقم بکشد/ گوسفند پیر روی گردنم را زمین می­گذارم.

امّا.........................  بَدا      به     حال ِ    تو    ...    خضر !!!  

* پَل کولیت : جایی در کبیر کوه که چهل سال قبل در آنجا متولد شدم.

**هیپوکامپ: ناحیه­ای از مغز که مسئول ذخیره­سازی خاطرات و محفوظات است.

                                                                                       دکترناصرهمتی ؛  تهران؛ 1390

  

............................................................................................ 

 ...........................................................................................

شعر دوم از کارهای جدید نازفر است... بدون عنوان :

 

 

  آتش می‌گیرم 

 و واژه‌ها سطل به دست می‌آیند 

  اشک می‌ریزم 

  و واژ‌ها چتر به دست می‌آیند 

  ویران می‌شوم 

   و تو 

  تنها واژه‌ای هستی که 

           آینه به دست داری 

  

                                                 نازفر ناظم 

                                                    ۱۳۹۰

 

 

 

 

نظرات (47)
چهارشنبه 29 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 13:26
سلام ناصرم
ممنونم از مهربانی پایدارت. به نظر می رسد این کارت شاید قسمتی از ما را نیز نشانه می رود یعنی دوره دوم جوانی که پس از ۴۰ شروع می شود.. کار نازفر را هم به تکرار خواندم تصویر سازی قشنگی دارد. اما از من نخواه چیزی بنویسم که یائسگی آغازیدن گرفته. همه ی دار و ندارم را در کتابی گذاشتم با عنوان (لا) که بخش کوتاهی از آن را در پست آخرم دیدی و شوربختانه پشت درهای اجازه ُ دارد جان میدهد. حتا ترجمه اش هم کردم و دریغ.
فداتشم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام بزرگوار
با تو که هم قلم میشوم ، «منصور» م نه «ناصر»
که برتو برازنده تر است این نام...
ممنون که می‌آیی و می‌خوانی...
همین که قلم رنجه می‌کنی و سر‌انگشت، سپاس
... فدای تو
پنج‌شنبه 30 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 11:55
ای­کاش

زندگی را هم لا به لای صخره­ ها

در همان کوچ بهاره

رها می­کردم
امتیاز: 0 0
جمعه 14 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 23:03
سلام دکتر
...............بروزم
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 9 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 01:41
سلام ناصر بزگوار و نازفر عزیز

شعر خانم نازفر شبم را عوض کرد. گاهی این تصویرهایی که نه ادعایی ندارند چنان از دل برامده اند که دگرگونت می کنند. فقط به رعایت اقتصاد کلمات/ایجاز می شود چنین گفت " و تو/ تنها واژه ای که/" دستمریزاد ...
-
ناصر عزیز آخرین بند که خود را و متن را به پرسش می گیرد خوب امده بود. باز هم می خوانمت. دست تو هم مریزاد.
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 10 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 00:35
سلام چطوری؟
میبینم که سینما به شعرت راه پیدا کرده
راستی سی سالگی هم دست کمی از چهل سالگی ندارد!
این صفحه را به همه معرفی کنید
http://www.facebook.com/pages/%D8%A8%D8%A7%D9%84%D9%8A%D9%88%D9%88%D8%AF/184630938276629
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 24 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 17:35
سلام برناصر ونازفر!
خواندم تان.دست مریزاد.
بایک ترانه وچندرباعی به روزم.
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 26 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 07:39
سلام به روزم و لطف می کنید اگر دعوت مرا به خواندن و نقد کردن چارپاره ام بپذیرید
امتیاز: 0 0
شنبه 30 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 01:19
سلام شاعر فرهیخته
با یک غزل در وبگاه تازه ام منتظر شما هستم
اگر مایل به تبادل لینک بودید اطلاع دهید[گل]
امتیاز: 0 0
دوشنبه 2 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 15:29
وقتی در می مونم توی نوشتنُ می دونید دوای من چیه؟
خوندن شعر
با کلی تصویر و واژه روبرو می شم و مخم راه می افته دکتر
سلام
امتیاز: 0 0
شنبه 7 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 22:38
سلام دکتر جان
......بروزم
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 10 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 18:02
سلام بر دکتر عزیز وهمسر بزرگوارشان

دکتر ناصر جان شعرت خیلی زیبا بود/ تشی د کله ونی بکفی د هرچی پیرونیه (ماجراش را از محمد پیرانی بپرس). جداً کارتو دوس داشتم و خوندمش با ولع هرچه تمام تر/

اما شعر همسر بزرگوارتان ناز فر خانم حقیقتآ تکان دهنده بود و پایان غافلگیر کننده ای داشت به او آفرین میگویم
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 11 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 08:09
سلام اگرچه دیر! اما دردی دو جانبه است طوری نیست با هم تقسیمش می کنیم...
شعر چهل سالگی را خواندم هم متاثر شدم هم خوشحالَُُ /.چیدمان واژه ها نوع پردازش و...همه مرا حالت شگفتی دست داد از آن نوع که وقتی غروب ها در نزدیکای خانه ی محمد از هم خداحافظی می کردیم و من تا عصر فردا سلامی را که از عمیق دلم می آمد در حوالی زبان و لبانم پنهان می کردم تا فقط به تو بگویمش...اما آن روز که نیامدی تمام سلام هایم را به این و آن بخشیدم ولی تا حالا که می نویسم هرچه فریاد کشیده ام هرچه با فشار دادن دندان و زبان ...نتوانسته ام بتکانمش.بگذریم دوست همیشه ام دوستت دارم.
امتیاز: 0 0
جمعه 13 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 18:26
درود بر شما دوست بزرگوار
با یک غزل
خیال آمدنتان را
به آغوش انتظار می کشم[گل]
امتیاز: 0 0
جمعه 27 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 19:10
دکتر جان
.....حرفی بزن. چیزی بگو رفیق
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 8 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 17:08
سلام
چو غبار شکسته در سر راهت نشسته ام
قدمی بر زمین گذار و مرا سرفراز کن

با عضویت در کریاس می توانید صفحه ای به نام خودتان داشته باشید و آثار خود را مستقیم ارسال نمایید
تصویر و مشخصات کتاب های خود را برای معرفی به ایمیل info@keryas.ir بفرستید
کریاس پایگاه تخصصی ادبیات پارسی
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 8 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 23:21
دوست گلم سلام

حالتون چطوره


زیبا سروده ای قربان... مارا به گذشته بردی

به روزم
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 17 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 01:03
ما هنوز منتظریم.خاموشیم ولی هستیم و منتظریم.چرا آپدیت نمیشی استاد
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 17 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 09:05
سلام دکترعزیز!
با غزلی از جناب آقای محمدپیرانی به روز هستم.
به خاطر پسر عمو هم که شده...
برای نازفر خانم سلام دارم.
امتیاز: 0 0
یکشنبه 20 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 13:41
اری اینچنین بود برارکم
شعر نازفر رو قشنگ بود و من هم مثل حسین میگم کمی خست کلمه فقط
دیالوگ شعرت رو خوشم اومد دیالکتیک متن و حاشیه و البته حاشیه قوت بود

راستش من برای سی سالگی گفته بودم اما سر لج هم که شده چهل رو بیخیال
حالا هی بره جلو من برم عقب
شده عقربه ها رو اخته میکنم
ساعت رو میکوبم به ماتحتش
یعنی که چه
چهل و چند دقیقه
چند ساعت
نه به روزش نمیکنم
به ماهش میپرم
میرم دوباره قایم میشم
مادرم رو صدا میکنم
بند نافم رو میجورم
هرکجا باشه

ماه رو میزنم زمین
زمین رو تف میکنم
شده التماس بابام کنم
برمیگردم
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 22 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 21:51
آیا آن ناحیه ای در مغز که خاطرات ما را ذخیره می کند خودش از خودش خاطره ای دارد که به یاد بیاورد ؟گویی هنوز نبرد تاریخی شعر با این ناحیه از مغز پایان نیافته است،و البته به نظر هم نمی رسد که این نبرد خلاقانه و در این حال ویران گر به پایان برسد.زبان شعر با همه ی توان می خواهد این ناحیه از مغز را از کار بیاندازد،اما این را هم به خوبی می داند که اگر در این نبرد به پیروزی نهایی دست بیابد غروب خودش هم فرا می رسد.پس درست به همین خاطر است که زبان شعر ،برخلاف آن ناحیه از مغز،با همه ی ابزارهایش یورش می برد تا خود را به یاد بیاورد.
امتیاز: 0 0
دوشنبه 28 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 23:31
سلام دکتر
ارادتمندیم
من رو میشناسید؟
وبلاگتونو رو لینک کردم
امتیاز: 0 0
جمعه 2 دی‌ماه سال 1390 ساعت 16:42
سلام دکتر عزیز
.............. بروزم
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 8 دی‌ماه سال 1390 ساعت 23:02
نازفروناصر عزیزم شعراتون رو خوندم خیلی قشنگ بودن :

مارِ تابستان، ­با شکمی برآمده
روی تنها تکه­ی سیمانی حیاط

با تمهیدی سینمایی، ­به مادرم قطع می­شود...!

دوستتون دارم
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 13 دی‌ماه سال 1390 ساعت 08:56
مهلت ارسال آثار برای شرکت در ششمین جشنواره بین المللی شعر فجر تا 25 دی ماه 90 تمدیدشد.
ضمناً برابراطلاعیه صادره از دبیرخانه جوایزجشنواره برای هریک ازمنتخبین بدین شرح است:
نفرات اول هرگروه 10 میلیون تومان
نفرات دوم هرگروه 8 میلیون تومان
نفرات سوم هرگروه 6 میلیون تومان
ضمنابرای تمام برگزیدگان (15 نفر) چاپ یک مجموعه شعر و یک سفر فرهنگی خارج از کشور در نظر گرفته شده است.
این جشنواره کاملاًرقابتی است وتمام سنین، مضامین، قالبهاو حوزه های شعری(سنتی، نیمایی وسپید، سرودوترانه) وبخش ویژه کودک ونوجوان رادربرمیگیرد.
دراین دوره بخش ویژه ای به بررسی کتابهای پژوهشی حوزه شعرمنتشرشده ازفروردین 1385 تا پایان اسفند 1389 خواهد پرداخت.

شرایط شرکت:
1- ارسال مجموعه های شعرمنتشرشده درفاصله زمانی 1389 و1390یاحداقل10وحداکثر20صفحه شعر(ازتازه سروده ها)درهریک ازبخشهای موردنظرشاعران
2- تکمیل وارسال فرم شرکت درجشنواره به ضمیمه 1برگ تصویرشناسنامه یاکارت ملی
ستاد برگزاری:
تهران،خیابان شهیدمطهری،خیابان فجر(جم سابق)، پلاک7،طبقه4،کدپستی:1589743111
تلفن:88342979 نمابر:88861324
[گل]
فرم شرکت در ششمین جشنواره بین المللی شعر فجر
نام
نام خانوادگی
نام پدر
شماره شناسنامه
محل تولد
تاریخ تولد
کدملی
نشانی محل سکونت
کدپستی
تلفن ثابت
شماره تلفن همراه
نشانی پست الکترونیکی
اینجانب بامشخصات فوق وباارسال ... جلد کتاب... صفحه شعر، آمادگی خودرابرای شرکت دربخش سنتی نیمایی و سپید سرود و ترانه و بخش ویژه کودک ونوجوان ششمین جشنواره بین المللی شعرفجر اعلام می دارم.
تاریخ
امضاء
[گل]
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 20 دی‌ماه سال 1390 ساعت 08:05
سلام
آدرس وبلاگتون رو درج نکرده بودید نمیدونم درست اومدم یا نه
من این وبلاگ رو سال۸۶ لینک کردم بهر حال ممنونم از بابت حضورتون و نظرتون اقای دکتر همتی
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 28 دی‌ماه سال 1390 ساعت 00:37
سلام بر دکتر همتی عزیز و سرکارخانم نازفرناظم

با احترام دعوتید به خوندن یک غزل تازه ازمن
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 29 دی‌ماه سال 1390 ساعت 16:31
سلام دکتر جان
ممنونم از لطف مدامتان/ سرافراز بمانی و جاودان
امتیاز: 0 0
جمعه 7 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 23:12
سلام بر دکتر عزیز


کجایی جانم
امتیاز: 0 0
یکشنبه 16 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 17:29
از دیدن و خواندن نوشته هایت بسیار شاد گشتم
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 26 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 23:32
با سلام و عرض ارادت خدمت دکتر عزیز

دعوتید به خوانش یک ترانه ازمن[گل]
امتیاز: 0 0
شنبه 29 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 13:20
salam.deltangtunam ,kheyli khub bud.
امتیاز: 0 0
شنبه 20 اسفند‌ماه سال 1390 ساعت 23:46
ok qashبی هیچ عشقی به زندگی.‎رهاازهمه ی ترس هاوامیدها.سپاس گذارهیچ خدایی نیستیم.چراکه هیچ حیاتی جاودان نیست.هیچ مرده ای ازگور برنخواهد خاست.واین رودکه خسته ترین است..شایدهرگزبه دریانرسدang bud tazeh man ham yadam oftad 40 salameh
امتیاز: 0 0
شنبه 27 اسفند‌ماه سال 1390 ساعت 13:34
نشسته ام توبالکن، زنگ خونه رو که بزنی دلم سرمیخوره میفته جلو پاهات،اون وخ توشیطون میشی عین بچه ها...!
امتیاز: 0 0
یکشنبه 6 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 23:49
با عرض سلام و تبریک سال نو . ببخشید دکتر جان که مدتهای زیادی سربه نیست بودم . اما امشب تلافی تمام نبودنهایم را در آوردم . سلام برادرانه ام را خدمت خواهر عزیزمان (نازفر) خانوم برسانید . فدایتان
امتیاز: 0 0
جمعه 11 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 11:34
عالی بود ودستت درد نکنه ..
امتیاز: 0 0
یکشنبه 20 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 18:04
درود بر تو

روزگارتون خوش و بهاری

ولایت حتمن خوش گذشته .... به روزم
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 23 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 09:41
اشترک مجله ادبی درگاه
سال اول / شماره اول / بهار و تابستان 91
صاحب امتیاز و مدیر مسئول : عبدالرضا شهبازی
سر دبیر : بهرام سلاحورزی
دبیر پرونده گونگادین : کرم رضا تاجمهر
با آثاری از :
محمد آزرم ، م . روان شید ، علی رضا پنجه ای ، بهزاد خواجات ، نصرت الله مسعودی، محمد اسدیان، هوشنگ رئوف، عبدالرضا فرید زاده ، سمیرا کرمی ، احمد بیرانوند ، شیوا فرازمند ، مصطفا فخرایی ، علی زیودار ، حمید رضا اکبری ، بهمن محرابی ، شهاب شهرزاد ، لیلا حسنوند ، میلاد شهبازی، آنیتا نجفی، ارمغان بهداروند ،فرهاد کریمی ، بابک دولتی ، لطیف آزادبخت، بنفشه حجازی ، سینا میرزایی ، ری را عباسی ، مرتضی جزایری ، کرم رضا تاجمهر، آیت دولتشاه ، علی مردان عسکری عالم،ابراهیم رحیمی زنگنه،ایرج کاظمی،محمدحنیف، بهروز سپیدنامه، سید فرید قاسمی، عبدالکریم جربزه دار ، محمدرضا والی زاده معجزی ، رضا اقبالی ، علی دیرکوندی و یاسر دلفان

دوستان و علاقمندان آدرس پستی خود را به صورت پیام بگذارند در اولین فرصت مجله به آدرس آنها ارسال می شود
بها مجله : سه هزار تومان با پست عادی و پنج هزار تومان با پست پیشتاز
شماره حساب سیبا ۰۱۰۸۳۳۷۰۰۹۰۰۶
و یا به صورت کارت به کارت ۶۰۳۷۹۹۱۴۴۱۱۰۹۹۵۰ به نام عبدالرضا شهبازی
یا به صورت اینترنتی با شماره شناسه شبا IR410170000000108337009006

امتیاز: 0 0
چهارشنبه 30 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 12:21
سلام ممنونم دست شماهم مریزاد
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 30 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 13:54
با سلام و ارادت فراوان بر دکتر نازنینم

با یک ترانه ی جدید به روزم

و منتظر حضور تان[گل]
امتیاز: 0 0
یکشنبه 3 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 18:41
به دلشدگان هم سری بزنید،به روزگار گفته ام وساطت کند مرا و حال مرا نزد خدای خویش !
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 21:54
سلام زیبا می نویسید و دل نشین ...
مارا هم بنواز استاد.
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 2 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 17:11
سلام بر عزیزدلم دکتر ناصر همیشه مهربان ودوست داشتنی و همسرگرامیت . بدون هیچ گونه تعارف شعرهایت برای من خاطره انگیز و به لحاظ کلامی سرشار از مفاهیم وترکیبات کلامی نو و بدیع و این شعر همسر گرامیت غیر قابل وصف و............خیلی زیبا ست ،دنیایی از مفاهیم ومعانی .پاینده و شادکام باشید.
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 3 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 08:40
سلام
..... بروزم دکتر
امتیاز: 0 0
دوشنبه 22 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 23:24
وبتون قشنگه وسروده ها زیبا
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 31 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 13:48
خواندمت دکتر عزیز.بیادت هستیم
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 17 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 20:00
واژه در قلب آرزوهای از یاد رفته من و تو سوخته اند
اشک هایت را جاری کن
شاید آتش واژگانت با اشک های وجودت سیراب شوند
چتر را رها کن، در زیر باران آهسته آهسته قدم زن
شاید شاعره وجودت واژگان را در دل پنهان نکند
و در این سختی ها و دوری ها آینه در چشمان تو بیدار شود
امتیاز: 0 0
دوشنبه 9 دی‌ماه سال 1392 ساعت 02:55
سلام دکتر
چه کیفی دارد کسی زبان حالت بگوید در حالیکه خود ناتوانی از شرح درد
لطف کردی تلخ گوی صادق
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد