حلبچه

پنج‌شنبه 3 اسفند‌ماه سال 1391 ساعت 19:58

 

 

          حلبچه

 در سرزمینی هرز، بر خاکِ خشک و پوک

 این‌گونه روییدیم: آواره و مـفـلـوک 

 آوارگی یعنی کوچِ شباهنگام

 بامقصدی مبهم  در جاده‌ای متروک 

 

 ییلاقِ ایل من، قشلاقِ خودسوزی‌است

 سردشت تا اربیل ، ایلام تا کرکوک 

 این‌گونه‌ایم آری ، رقصان ولی ناشاد

 از دیدِ خود شکاک ! در چشمِ تو مشکوک! 

 با خرمنی گندم ، در سیل ناهنگام

 خاکی ترک‌خورده با ساقه‌ی شلتوک  

 آوازهای ما در «سور» یا در« سوگ»

 خارج نخواهد بود با نغمه‌ای ناکوک

 

   .....

 بر سنگ می‌روییم، نه چون گیاهی هرز

 در خاک می‌مانیم، چون ریشه‌ی پیشووک 

 

 پیشووک : گیاهی در کوه‌های زاگرس که ریشه‌اش خوراکی است.

                           ( در تاریخ اول اسفند نوشته شد . ناصر همتی)

نظرات (3)
یکشنبه 6 اسفند‌ماه سال 1391 ساعت 13:17
بسی دلتنگتان هستم و به همیاری تان نیازمند.
امتیاز: 1 0
پاسخ:
شکوفه‌ جان
من که همیشه در دسترس‌تان هستم
هر کاری بتوانم انجام خواهم داد.
جمعه 25 اسفند‌ماه سال 1391 ساعت 13:32
سلام استاد عزیز لینتک شما رو از وبم حذف کردم من احترام دو طرفه برام مهمه پیغام لینک شدن بهتون دادم ولی لینک نشدم بای
امتیاز: 1 0
دوشنبه 23 مرداد‌ماه سال 1396 ساعت 13:57
دکتر ناصر عزیز، سروده هایت سرشار از راستی، احساس، عشق و پاکی دل است. باور بفرمایید که با خواندن غزل زیبایت کالبدم گرما و سوز نهفته در غزلت را درک نمود و از آن شعله ای به دل رسید.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام بر شما و سپاس از مهرتان
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد