«فیسبوک» افیونِ توده‌ها است ! ؟

دوشنبه 2 دی‌ماه سال 1392 ساعت 00:32

  

1)  پس از نزدیک به دو سال نوشتن و خواندن در فیسبوک! امـــــــروز(اوّل دی‌ماه نود و دو)  از این شبکه دل‌کندم ؛ 

 بهتر بگویم: دل بریدم!  

 

2)  دوستی داشتم که مدّتی را در کشور اتریش گذرانده و درسِ طب خوانده بود. در دوران دستیاریْ یکی از استادان‌مان در مورد ایرانیانِ مقیم آن کشور از او پُرسید. جواب آن دوست را بعد ازگذشتِ 12 سال به‌یاد دارم: "در شهر «وین» کمتر می‌توان ایرانیان را خارج از گروه‌هایِ چند نفره یافت؛ هر گروه یک حکومت است که به فراخور دیدگاهِ اعضایش، یک رهبر، شاه، رئیس‌جمهور یا صدر اعظم دارد! هر گروهی یک ایرانِ کوچک است".  فیسبوک! تقریباً چنین جایی است.   

3)  زبانِ فارسی و فارسی‌زبانان در ایران - هر دو - دچار و مستعدِ بدفهمی‌اند. زن و شوهرها حرفِ همدیگر را نمی‌فهمند؛ والدین و فرزندان، حکومت و مردم، کارمند و ارباب رجوع و ... این خط را بگیر و برو تا برسی به فیسبوک! 

     

4)  من به عنوان یک منتقدِ جمهوری اسلامی ایران از فیلتر بودنِ فیسبوک! خوشحال‌ام! از آن‌جا که بعید می‌دانم جز چند مأمور بی‌سوادِ رژیمِ حاکمْ کسی از حاکمانِ فعلی این نوشته را بخواند، دلیل‌ام را می‌گویم: در حال حاضر شماری قابلِ توجه از مردم عادی، نویسندگان ،شاعران و هنرمندان ایرانی در فیسبوک مشغول نوشتن‌اند. می‌نویسند؛ می‌خوانند و نقد می‌کنند؛ انتقادِ سازنده [؟!] می‌کنند و فحش می‌دهند. این عده به خودشان و «فِرِند»های‌شان مشغول‌اند؛ عموماً - و نه همه‌ی آنان - دل به «لایک» و «کامنت»های همدیگر بسته‌اند و آخر شب یا دم‌دمه‌های صبح و در پایانِ یک شیفتِ کاری در فیسبوک! راحت‌تر می‌خوابند و روزِ کاریِ بعدی‌شان را با تنشِ کمتری آغاز می‌کنند.   

  

 5)  بنابراین اگر ج.ا.ا بخواهد فیسبوک را رفع فیلتر کند باید به بلاهتِ مدیرانِ ارشاد و لشکر سایبریِ سپاه شک کرد ! با آزاد شدنِ فیسبوک، خیلِ کثیری از عامی و مُلّا به آن هجوم خواهند بُرد. نتیجه‌ی رفع فیلتر از فیسبوک! این است:  الف) کاهشِ تدریجی و در نهایت ختمِ همه‌ی بحث‌های سیاسی در تاکسی، اتوبوس و صفوفِ به هم‌فشرده‌ی نانوایی!  ب  ) تخلیه‌ی هیجانیِ ملتِ غیور و امت شهیدپرور در فضای مجازی و ایجاد یک سوپاپ یا «شیرِ تخلیه» برای «ج.ا.ا»  و  ج ) راحت‌تر شدن کار حکومت برای شناسایی و حذفِ مخالفینِ شاخ و شاخص‌تر ! 

 

  به همین دلیل در پیشانیِ این مطلب عرض کردم که :  

6)   فیسبوک افیونِ توده‌ها است! 

 

    

نظرات (7)
دوشنبه 2 دی‌ماه سال 1392 ساعت 01:39
نظر بسیار جالبی است .البته آقای دکتر خودتان ماشالله استادید .چرا خودتان دوسال را به این افیون گذراندید.خوب طبیعتا انسان از هر چه منع شود بیشتر به طرفش میرود.به نظر من باز بودن فیس بوک سودش بیشتر از زیانش باشد .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
با احترام
بخشی از آن ابتلای دوساله را به حسابِ ماهیتِ افیونی فیسبوک بگذارید؛ من مبرّا از هیچ خطایی نیستم .بخشی دیگر را آگاهانه بدانید؛ فیسبوک برای من یک رسانه بود و هست امّا در مورد کارکرد آن اشتباه کرده بودم.
در مورد منع و اشتیاق هم موضوع به این سادگی نیست. بسیاری از منع‌ها هست که هیچ شوقی بر نمی‌انگیزد.
در مورد رفع فیلتر به دلایلی که در متن هم آمد با شما مخالف‌ام.
سه‌شنبه 3 دی‌ماه سال 1392 ساعت 00:10
سلام دکترجان
حال و احوال؟ چه زود 41 ساله شدی. مشتاق دیدارم.
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 4 دی‌ماه سال 1392 ساعت 21:33
در مورد شیر تخلیه موضوع به نظر من به این سادگی نیست! چون این فشاری نیست که اثر آن بر باد رود بلکه ماندگار است و قابلیت تشدید دارد...
در مورد دل به لایک‌ها بستن خوشحالم که این را از شما می‌شنوم چون به دلایلی مشابه همین دامن از آلودگی آن فراز داشته‌ام!!
امتیاز: 0 0
شنبه 7 دی‌ماه سال 1392 ساعت 04:55
در اینکه هیچ کار و حتی جایی در جای خودش ننشسته شکی نیست!
و در جامعه یی که درسد نزدیک به سد اش عقده یی و مهمتر از آن در حال عقده گشایی هستند، کاشتن یک بذر که از اقلیمی دیگر آمده، اگر به پوچی نینجامد به ناقص الخلقه زایی خواهد رسید.
راستی دکتر جان، آمار این افیونی ها توو آمار 6 میلیونی وزارت کشور محاسبه شده یا نه؟!!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سپاس بهنام عزیز
حضورت مایه‌ی دلگرمی است و قلم‌ات جان‌بخش
آمارها در ایران - چنان که رئیس مرکز آمارش- ابزار حاکمیت‌اند
و به ارقام‌شان اعتمادی نیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــست
جمعه 13 دی‌ماه سال 1392 ساعت 23:58
Man hich vaght natoonestam hesse khobi be facebook dashte badham
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سپاس از حس مشترک ا ت :)
یکشنبه 15 دی‌ماه سال 1392 ساعت 16:30
درود فراوان بر دوست خوب ...
ترک فیس بوک کرده ای ناصر جان و ما را دلتنگ نوشتارت... اما انچه را که در بالا نوشته ای میتوانم کاملا تایید کنم... باری منهم اگر ارتباط با دوستان ایرانی و اگاهی از حال و احوالشان نبود تا بحال شاید که همین کار را میکردم که تو کرده ای... هفته هاست که بسیار کمتر از پیش بر روی برگه ام هستم که دلایل متفاوت دارد. ادرس این وبلاگ را هم از دوست مشترکمان بهنام عزیز گرفتم تا یک اینکه جویای حالت باشم و دوم اینکه موضوعی را با تو در میان بگذارم و ببینم ایا میتوانی مرا راهنمایی کنی یا نه ... برای اغاز این چند خط را میفرستم. از پاسخت شاد خواهم شد... شراره
امتیاز: 0 0
پاسخ:
وای ! چه سعادتی! ..
شراره جان
دیدن نام‌ات در این جا بی نهایت ذوق زده‌ام کرد ...
سپاس از حضورت.
من دربست در خدمتم. منتظرم که موضوعی را که اشاره کرده‌ای مطرح کنی. اگر چیزی در چنته‌ام بود جواب را برایت ایمیل خواهم کرد.
باز هم سپاس از آمدن‌ات.
چهارشنبه 30 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 22:13
دریافت من این بود که کجا بهتراز فیسبوک برای خمارشدن توده ای که به خود میپیچد وچه دردناک صبح روزبعد!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
و چه دریافتِ دقیقی
درود بر شما و سپاس
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد