X
تبلیغات
رایتل

IUD

سه‌شنبه 16 دی‌ماه سال 1393 ساعت 23:05

آی . یو . دی 

__________

 

با دوشاخه آنتریومِ سرخ، پرت شده بودم 
از وسطِ پاپیتال های آویخته به نخل
چسبیده به خانه ی هنرمندان که روزی
«گنجِ قارون» را زیر پاهای گوگوش بخشیده بود
به خانه ی ویلایی دوم؛
از کاخِ سردارِ بختیاری
 
که مشروطـه را
به عصر پنجشنبه های سوره اجاره داده بود.
مبعثِ من بود آن روز

*** *** ***
«بی بی» قابله نبود
 
«گندمان»اش را شبدر کاشته بوند و جو
 
رونقِ «چاربازار»ش از اجسادِ یخ زده بود
"او می بُرید و من می بریدم"
ابسته های کاندوم ، برای زنان
آلت های نرینه ی پسران برای مردان
«بی بی» بر زمین های خان
بی توشه می رفت و
 
من در کوچه های «اردل» مشمول شده بودم
«بی بی» بی خانِ «هفت لنگ»
 
مشروطه شده بود
با هفت پارچه آبادی در دستِ رعیّت های دیروز
هفت ماما داشتم و یک زائو - که مولاژ نبود -
 
کیسه ی آب داشت ( پاره شده )
و امید پسر
در هفتمین تلاش پس از شش «دختربسِ» سیاه بخت
آغوش های مامای جمعه ها امّا
 
امــن
گریــه ی پیامبرِ هـمزادهای چاهـکِ درمانگاه
بی امـان
یک ریـز ... یک ریـــــز ... یک ریـــــــــــــز
 
***
چه می شد کرد با بلاهتِ بُنچاق؟
برای آن همه آبِ هـبـا و خــاک ؟
و هیچ آب گوارایی در لوله های روستا نمی چرخید

«بی بی» میان بسته های ال.دی چاق می شد
من به سُنّتِ موسا
 
اضافه های خدا را می بریدم و
 
به آیینِ محمد
ماماهای هفت شنبه ها را دست چین می کردم
شکمِ کلئوپاترای پسر آقای جلیل بالا نیامده بود که
«سکینه» را رقیب «عزّت الملوک» می کردم و
 
شادی را مشغولِ دارِ قالی
مشروطه می کردم
 
خاکـــریز بـه خـــاکریز
با خـاک انــدازی هفـت سـاله
دانش آموخته ی دارالـفنـونِ رذل
آراستـه به صـد فوت کـوزه گـری
مست خیّامکده ی فــیتـــزجـرالـــد
نشئه ی شیره کش خانه ی اپـیـــــــکور


- " سرویس ام «طوبا» ! می فهمی ؟! سرویس ام" !

- " می فهم ام دکتر " !

به همین سادگی / خشت خشتِ قلعه ی بی بی را پایین می آمدم / پاگردها مناسبِ بوسه ربایی / سه کُنجِ مطبخ / ردِّ دوده ها بر روپوش سفید / فاتحِ صحنه های دیده و نادیده / زیر و بمِ زنانگی های در آستانه ی چیدن / گستاخ / بریلِ نرده ها و کنگره ها به تعدادِ خطوطِ زنگ زده ی میان طاق ضربی ها / شاهدِ اصلاحِ اراضیِ دوم / و نژادِ بی بی - زائر سوگوارِ حوضِ بی ماهی و آب / «چاینه» خوانِ صدر و ذیل مشروطه تا «صفویِ دوم »؛ نشسته روی صندلیِ لهستانی بین قفسه های هفت گانه، جایی میان بسته های ال.دی و اچ .دی ، بی خان و لوله، سترون /

- " هفت تا اچ.دی ، هفتاد تا ال.دی ؛ توبکتومی پنجاه تا، وازکتومی ... هیچ ! "

من مانده بودم / بی دل و بی دماغ / مانده با عقده ی این همه قرص و کاندوم / بی هیچ نصیبی از ثوابِ فراگیرِ دهه ی تولیدِ انبوه / با شمشیری مِسین فرورفته در شیارهایِ زمینی بایر . . .


________________________________________
ششم خرداد نود و سه
 
تهران
 
ناصر همتی
________________________________________

1) گـندُمان : تالابی در استان چهار محال و بختیاری؛ نزدیک «بروجن»
2) چـاربازار : کوهی در استان چهارمحال و بختیاری ؛ نزدیک «بروجن»
3) اَردَل : شهری در استان چهارمحال و بختیاری ؛ نزدیک «بروجن»
4) بی بی خان، طوبا، فرادنبه، تسهیلات زایمانی و من ... «بروجن»

5) چاینه : آوازی موزون با ریتم خاص که در عزاداری ها می خوانند.
6) ا.ل دی و اچ.دی : دو نوع قرص ضد بارداری
7) آی .یو.دی : وسیله ای مسین برای جلوگیری از بارداری
8) توبکتومی : بستن لوله های تخمدان در زنان برای جلوگیری از برداری
9) وازکتومی : بستن لوله های منی در مردان برای پرهیز از باردار کردن !

 

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد