X
تبلیغات
رایتل

تناسُخی

سه‌شنبه 16 دی‌ماه سال 1393 ساعت 23:16

برمی گردم از رگ های تاک به خاکِ 

باغچهدر ریشه ی توت تا 

چینه دان گنجشکی

 که آخرین فضله اش رسیده ترین

 توتِ فصل را می رساند تا من


" هوامو داری ماهایا ؟ "


تلو تلو می خورم
 از آن دالانِ قدیمیِ خانه ی جُلفا 
تا کوچه ی سنگتراش ها
 تا مهرداد . . . خاقانی

- " تو چند سالت بود لیلا؟ "

ضرب می گیرم روی کاسه ی تنبور و 
توت می شوم از زخمه ی سید خلیل 
که مولانا را در بند ششم ترکه ی نی رضا مرادی گـم می کند

- " پس کی می رسیم زینه؟ "

می رسم و دوباره می افتم
 روی دور همان پیاله ی اول 
و له می شوم روی خاک باغچه
 در ایوان کاخ هشت بهشت

-" لعنتی! تو رو از همه بیشتر دوست داشتم! چرا اسم ات یادم نمیاد؟ "



ناصر همتی 

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد