X
تبلیغات
زولا

عهدی که یک رجُل نداشت

سه‌شنبه 27 مهر‌ماه سال 1395 ساعت 18:24


روزی که آیندگان تاریخِ معاصر را به کمک اسنادِ گزینش نشده -و نه به روایتِ تقویم های رسمی و کتاب های درسی- بخوانند، چهار دهه ی گذشته را چگونه ارزیابی می کنند؟ 

چرایی، چگونگی و ناگزیری یا قابلِ پیشگیری بودنِ انقلابِ ۵۷ و جنگ و دیگر حوادثِ سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی این دوران (اشغال سفارت آمریکا، ترورهای سیاسی، اعدام ها، سدسازی های بی حساب و کتاب و سیاست های اقتصادی عصر موسوم به سازندگی و...) هریک می تواند موضوع ده ها پژوهش باشد اما موضوعِ این یادداشت نیست. در چند سطرِ پیشِ رو، این پرسش و نگرانیِ عمیق و تاکنون مغفول مانده را مطرح می کنم که:

آیا/چرا دورانِ ما برای تولّد و رشدِ زنان و مردانِ برجسته، عقیم شده است؟


برای فهمِ ماجرا، نیاز نیست به دورانِ طلاییِ هخامنشی و ساسانی و قرونی از تمدنِ ایرانی-اسلامی برگردیم؛ تفاخر به لشگر کشی نادری و دورانِ اقتدار صفوی نیز مورد نظر من نیست. نگاهی به ۲قرنِ گذشته ( حکمرانی سلسله‌ی قاجار و نیمْ سلسله‌ی پهلوی) برای یک مقایسه‌ی ساده کفایت می کند.

اگر از یک خواننده‌ی معمولی و علاقمند به تاریخ معاصر بپرسید که نام چند رجلِ سیاسی یا فرهنگیِ دو قرن اخیر را نام ببرد، بلافاصله از کسانی نام خواهد برد که در دورانِ تراخم و تریاک، به توسعه‌ی ایران و علل عقب‌ماندگی وطن، به جدّ می اندیشیدند و دغدغه‌ی دارالفنون داشتند؛ «سیرِ حکمت در اروپا» را از منابع دستِ اول خوانده بودند و با فاخرترین قلم به فارسی می نوشتند. با تاریخ ایران و جهان آشنا بودند و اگر هم درسِ فقه خوانده و مجتهد جامع الشرایطِ بی انکار زمان شان بودند، از ترسِ «شعبه‌ی استبداد دینی» تنبیه الامه و تنزیه المله می نوشتند. از باکو و تفلیس تا استانبول و قاهره را زیر پا می گذاشتند که رها از تیغ محتسب، روزنامه‌ای با شمارگانی اندک چاپ و منتشر کنند که شفای ملک و ملت را در «قانون» می دیدند و می خواستند مردم را به تمسّک به این «حبل المتین» و «عروةالوثقی» دعوت کنند. نظامیان رشید و وطن پرست، به فکر تجهیز و نظم و نسَق دادن به ارتش افتاده بودند و در این راه تیرِِ طعن و اتهامِ روسوفیل و انگلوفیل بودن را به جان می خریدند. اگر کسانی -به خطا حتا- فرنگی شدن را از فرقِ سر تا ناخنِ پا توصیه می کردند، بی شک از خودباختگی یا چنان که بعدها ناسزا شد، غربزدگی، نبود. دردِ توسعه‌ی میهن داشتند و از خونِ جوانانِ وطن، لاله ای بردمیده می خواستند. چرند و پرند می نوشتند و به دستِ نسیم شمال می دادند در زمانه ای که میرزا حسنِ رشدیه، بی ترسِ تکفیر، گسترشِ آموزش همگانی را وجهه ی همت خود قرار داده بود.

عهدِ قجر هیچ اگر نداشت، مردان و زنانی داشت که «مشروطه» را نگینِ بی مانندِ انگشتریِ تاریخ ایران کردند. قفقاز اگر از دست رفت، آذربایجان ماند. هرات اگر به حیله ی استعمار و ضعف داخلی از ایران زمین جدا شد، خراسانِ بزرگ ماند تا کلنل را به تاریخ هدیه کند. شیخِ نوری مشروعه خواه اگر ساز مخالف زد و فتوای بی هنگام جهادِ آن دیگری، ترکمانچای را به کشور تحمیل کرد، بهبهانی و خیابانی اوراقِ زرینِ پیوند دین و میهن پرستی را به تاریخ ایران پیشکش کردند. آن ها هم که به دین پشت کردند و مسلکِ نو برگزیدند، عطای وزارت و وکالت را به لقای آن بخشیدند و با تمامِ شایستگی ها، از کرسی های صدارت گذشتند تا کشته ی تزریق هوای پزشک احمدی شوند و چون فرخی یزدی، حتا گوری برای «اشکی بر گذرگاه تاریخ» نداشته باشند.

خسته شدید! ادامه نمی دهم. فقط برای نوشتنِ اسامیِ این «رجال»، از طاهره ی قرةالعین تا قمرالملوک وزیری و روح انگیز و ملوک ضرابی تا پریسا و هنگامه ی اخوان، باید ده ها کتاب نوشت.

پس می گذرم و با این پرسش ها تمام می کنم:

از ۱۳۵۷ تاکنون، چه زاده است مامِ میهن؟! ایرانِ سِتروَن در چهل سال گذشته به خودش و جهان چه داده است؟ کدام شعر یا داستانِ فارسی، در قد و قواره ی بوف کورِ هدایت یا «ماخ اولا»ی نیما، روی میز ادبیات دنیا است؟ کدام ذکاءالملک، کتابی در اندازه‌ی« سیر حکمتِ فروغی» نوشته است؟ میانمایگی مترجمین و فارغ التحصیلان فلسفه و جامعه‌شناسی به کدام تولید علمی منجر شده است؟

رضا خانِ قلدر اگر بی سواد بود -که نبود- می دانست که جز از طریقِ رجالِ بزرگ عهد خودش، کاری از پیش نخواهد برد. محمد رضا پهلوی، سیاسیونِ مخالف را از اوین، به پاریس و لندن و واشنگتن می فرستاد که با دیپلم ریاضی و طبیعی بروند و با دکتری برگردند و کرسیِ استادی بگیرند. 


شما چه کردید؟


شما...  بله... شما... 


۲۷مهر۱۳۹۵

دکتر ناصر همتی، روانپزشک

نظرات (2)
سه‌شنبه 27 مهر‌ماه سال 1395 ساعت 19:11
وب متفاوت و زیبایی دارین خیلی خوشحال شدم دوباره به وبتون اومدم خیلی خیلی خیلی خوشحال میشم به وب منم سر بزنین ممنون
65168
امتیاز: 0 0
یکشنبه 2 مهر‌ماه سال 1396 ساعت 13:01
درود بر شما
امتیاز: 0 0
پاسخ:
درود
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد