X
تبلیغات
زولا

آیا چهل سال مغالطه کافی نیست؟

شنبه 11 آذر‌ماه سال 1396 ساعت 09:20

نقدی بر یکی از شیوه‌های پاسخگویی در ایران که متاسفانه بیشترِ مردم را هم قانع می‌کند. 

مثال شماره‌ی ۱: همراه با کسی که جایگاهی بالاتر از شما دارد در یک اتومبیل نشسته‌اید؛ همزمان که چراغِ هشدار نشان می‌دهد «سوختِ ماشین در حالِ تمام شدن است» متوجه کثیف بودنِ شیشه‌ی خودرو می‌شوید و از آن مقام محترم - راننده، راهنما- می‌خواهید برف پاک کن را روشن و شیشه را تمیز کند. رو به شما می‌کند و با شماتت می‌پرسد :


-" الآن مشکلِ ماشین ما اینه؟"

مثال شماره‌ی ۲: خبرنگارِ بی‌سواد و نان به نرخِ روز خورِ تلویزیون ج.ا.ا هستید؛ طرفِ مقابل شما احمدی‌نژاد است که ظاهراً بنا است در صورت انتخاب شدن، به موی بلندِ جوان ها یا مدل لباس شان گیر بدهد و در مورد حجاب زنان سخت‌گیری کند. وقتی همین را از او می‌پرسید، سوال شما را جواب نمی‌دهد؛ رو به دوربین می‌گوید:

- "الآن مشکل مملکت ما اینه؟ یعنی الآن مشکل کشورِ ما موی سر خانم ها است؟ ما باید اقتصاد کشور را پیش ببریم."

عینِ بُزِ اخفش سر تکان می‌دهید و هیچ هم فکر نمی‌کنید که مگر نمی‌شود همزمان هم اقتصاد کشور را پیش بُرد و هم به مشکلِ حجاب اجباری پرداخت و درباره‌ی آن بحث کرد؟ اصلاً این ها به جهنم؛ بالاخره ایشان قرار است گشتِ ارشاد را جمع کند یا نه؟ چرا این سوال را جواب نمی‌دهد؟

مثال شماره‌ی ۳: از پخشِ یک کلیپِ حیوان آزاری در فضای مجازی آزرده خاطر شده‌اید و از کشورهای غربی ( همان بلاد کُفر) و حقوق حیوانات در آن ها حرف می‌زنید؛ ناگهان ۹۹ درصد ملتِ غیور، یقه‌تان را می‌گیرند که: 

-"مگر در این کشور حقوق انسان ها رعایت می‌شود که شما انتظار دارید حقوق حیوانات رعایت شود؟"

شما هم می‌ترسید بگویید: ملت! رعایت این دو، منافاتی باهم ندارد و یکی «شرط»یا «مقدمه‌ی» دیگری نیست؛ به پیر نیست! به پیغمبر نیست!

مثال شماره‌ی ۴: در یک جمع روشنفکری در مورد حقوقِ زنان حرف می‌زنید؛ الاغی از میان جمع یقه‌تان را می‌چسبد که:

-" مگر در این مملکت حقوق مردان رعایت می‌شود که... ؟"

  و شما به همان دلایل، باز هم خفه می‌شوید!

مثال شماره‌ی ۵: این بار طرفِ مقابل شما یک مرجعِ تقلید است و پرسش شما از «حضورِ زنان در ورزشگاه ها». جناب آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی - انارالله برهانه- با یک پرسش شما را خجلت زده می‌کند: 

-"مگر مشکلِ کشور در حال حاضر حضور زنان در ورزشگاه است؟"

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

 احتمالاً شما خواننده‌ی محترم، مثل اغلبِ ایرانیان- و متاسفانه خبرنگاران - در تمامِ این موارد از سوال یا خواسته‌ی خود پشیمان می‌شوید؛ با شرمساری سرتان را پایین می‌اندازید و از این که "در شرایط خطیر و برهه‌ی حساس کنونی" چنین درخواست نامعقولی داشته‌اید، خود را سرزنش می‌کنید و مقام محترم هم که با مغالطه‌ای آشکار، هم از پاسخ گریخته و هم شما را شرمنده کرده است، به امید خر کردنِ شما در چهار سال بعد، همچنان به «شما گوسفند پنداریِ» خود ادامه می‌دهد. شما هم البته روی ایشان را زمین نمی‌اندازید؛ چهار دهه است همین گونه رفتار کرده‌اید؛ نشان به آن نشان که همین حالا دارید به نویسنده‌ی این مطلب ناسزا می‌گویید چون صریح و بی‌پرده می‌نویسد و سادگی تان را به رخ تان می‌کشد!


نکته‌ای که سال ها است از آن غفلت کرده‌اید این است ملت:

در هیچ کدام از این مثال ها، برآورده شدنِ خواسته‌ی شما، مانعی بر سر راه امور دیگر نیست و منافاتی با نیّات، برنامه‌ها و اصولِ «پیشوا» ندارد؛ در مورد مثال شماره‌ی (۱) اگر راننده ( مرجع، رییس‌جمهور و...) برف پاک کن را روشن و شیشه را تمیز کند، فاصله‌ی شما با پمپ بنزین که بیشتر نمی‌شود. 

از طرفِ دیگر شما که ادعا نکرده‌اید دارید در مورد اساسی ترین مشکل ماشین، کشور یا نظام پرسش مطرح می‌کنید که مرجعِ پاسخگو، با چنین شیوه‌ی غیر اخلاقی ای شرمنده‌تان کند. 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

پ.ن ۱: برای رو کردنِ یک مغالطه‌ی آشکار، ۵ مثال زده‌ام ولی  امید ندارم که بیشتر از ۵۰ درصد خوانندگان موضوع را درست درک کنند؛ ببخشید امّا هوشِ ایرانی تان توی سرتان بخورد!

پ.ن ۲: شان حضرت آیت‌الله مکارم اجلّ از آن است که پاسخ این بنده‌ی شرمنده را بدهند اما فقط اگر یکی از مقلدین ایشان بدونِ مغالطه جواب مرا بدهد، من نه تنها از سهم خودم در پرونده‌ی جناب «مدلل» می‌گذرم و ایشان را حلال می‌کنم که همین امروز خُمس مالِ نداشته‌ام را هم به دفتر حضرت مکارم پرداخت می‌کنم. 

پ.ن ۳: می‌دانم که لحنِ این نوشته غیر معمول است و ممکن است به خواننده‌ی محترم بَر بخورد؛ عذرخواهی می‌کنم اما لحنم را تغییر نمی‌دهم؛ خاک پای مردم ایران هم هستم.

پ.ن ۴: والله، بالله، تالله قصدم فضل فروشی نیست؛ خواستم یک نمونه از شیوه‌های فریب و انحرافِ افکار عمومی و فرار از پاسخگویی را برملا کنم؛ همین. 

«ناصر همتی»

نظرات (1)
سه‌شنبه 14 آذر‌ماه سال 1396 ساعت 11:14
کاش بربخورد ................
عاااااااااااااااااااااااااااالی بود
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد