X
تبلیغات
رایتل

داستانِ پُر آبِ چشم فرهنگستان

جمعه 22 دی‌ماه سال 1396 ساعت 01:43

۱] اگر بخش‌های مختلفِ یک کشور را مجموعه‌ای از تپه‌ها بدانیم، این انتظار که یک نظامِ حکومتی تپه‌ای را مَوات (نکاشته) یا غیرِملوَّث ( نَریده) بگذارد، انتظار عبثی است.


۲] تپه‌ی «فرهنگ» در کشور ما - ایران - از جاهای موردِ علاقه‌ی حکومت‌ها است. این تپه که امروز کومه‌ی خاکی است تماماً بوی کودِ انسانی گرفته؛ زمانی سلسله‌جبالی رفیع بود؛ سبز و با قله‌ها، دشت‌ها، دره‌ها و دامنه‌های بکر و پاکیزه و پاک و دوشیزه. نه این که جای کشت و کار نداشت؛ داشت امّا  قضای حاجت و دُرفشانی در آن وسوسه‌انگیزتر بود تا بذرافکنی و درخت‌کاری. چشم‌انداز فرح‌بخشِ آن هر اهلِ نظری را بر آن می‌داشت که بلافاصله پایین بکشد و به کاشته‌های اسلاف (پیشینیان) کود بدهد. 


بیت:


دیگران کاشتند و ما ریدیم

ما برینیم و دیگران برَمند


۳] نه شما حوصله‌اش را دارید و نه من! بگذارید این‌قدر فضا را معطر نکنم و یک‌راست بروم سرِ اصل مطلب :

  تعدادی از کلماتِ مصوّبِ فرهنگستان لسانِ فارسی را در کتابِ زیست‌شناسی ۲ پایه‌ی یازدهم ببینید:


۱) واژن: زِهراه [ همان کاف و سینِ مشهورْ منظور است؛ حدّاد عادل را که می‌شناسید، مأخوذ به حیا است].

۲) تیروئید: سپردیس 

۳) متاستاز: دگرنشینی

۴) آمنیون: درون‌شامه رویان [ حتم دارم این را علامه‌ی ۳۷ شغله‌ی تمام اعصار، مولانا علی اکبر ولایتی ساخته‌است].

۵) تالاموس: نهنج


  البته بر من مکشوف نشد که چرا فرهنگستانِ حاج حدّادِ خیلی عادل، برای هیپوتالاموس، هیپوکامپ و آمیگدال معادل های دوزاری ساخته اما به بصل‌النخاع، ساقه‌ی مغز، حفظ تعادل، حواسّ، غُدّه و مانند آن که رسیده، ترجیح داده‌است بگذرد.


پ.ن تازه‌ترین شاهکار غلومعلی حدادِ بی‌نهایت عادل را در توییتر، خودتان بروید و بخوانید؛ این متنْ مخصوص دفعیاتِ ماتحت بود، جای استفراغ نیست.



ناصر همتی 

دی ماه ۱۳۹۶ 

اصفهان 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نظرات (1)
جمعه 22 دی‌ماه سال 1396 ساعت 13:54
نوشته هایی که حال آدمو خوب می کنه و خاطرات روی کاناپه خوب تر.

برقرار باشید و زنده دل
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سپاس که می‌خوانید
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد